بیانیه خجستان
خلاصه:
خجستان که در قرن نهم در هرات، افغانستان متولد شد، امروز به عنوان آرشیوی که توسط سعد خان تأسیس شده، ادامه دارد.
خجستان هنر، کلمات و رسانههای جوامع فراموششده یا ساکتشده را از سند تا مغرب حفظ میکند، و مواد ممنوع، سانسورشده و نادیده گرفتهشدهای را که از ثبت رسمی حذف شدهاند، آرشیو میکند. خجستان معتقد است تاریخ رسمی اغلب به شوخطبعی، افسانهها، حکمت و خلاقیت این جوامع بیتوجه است و آنها را در همه چیز از کتابها تا اینترنت کنار میگذارد.
خجستان معتقد است تاریخ نباید فقط درباره ثروتمندان، باهوشان، بدها، خوبها، مشهورها یا بدنامها باشد. خجستان معتقد است نبود تاریخ و فرهنگ یک فرد در چشم عموم، زیانی عمیق است. خجستان معتقد است همه حق دارند دیده و شنیده شوند.
خجستان معتقد است جهانیسازی و فرهنگهای امپریالیستی رشد طبیعی فرهنگهای محلی را متوقف میکنند.
خجستان نماینده ملتها است، نه دولت-ملتها.
خجستان معتقد است سانسور مسئلهای طبقاتی است.
خجستان یک لنز، یک نگاه است که بر دنیایی غنیتر و فراگیرتر متمرکز است.
بیانیه خجستان:
حذف به روشهای زیادی عمل میکند. نه تنها داستانهای مردم در حاشیه ناپدید میشوند، بلکه خود دانشی که آن داستانها جایی وجود داشتهاند نیز از بین میرود.مکان نخست نیز ناپدید میشود.
چگونه میتوان چیزی را حفظ کرد اگر ندانید چیزی برای حفظ کردن وجود دارد؟ و اگر به شما باورانده شود که اصلاً ارزش حفظ کردن ندارد چه؟
ارزش حفظ کردن ندارد چون به اندازه کافی بزرگ نیست یا خارج از بدنه دانش است که قرار است ما را به جلو ببرد.
در مسیر رسیدن به آینده مطلوبشان، دیدهای پیرامونی ما مسدود شد. گفتند دید تونلی کافی است. گفتند این زمان نگاه به عقب یا اطراف یا هر جهت دیگری جز آنچه ما، مسئولان مهم، تعیین کردهایم، نیست.
واقعاً چه چیزی در این جهان ارزش حفظ کردن دارد؟
چه کسی تصمیم میگیرد چه چیزی باید حفظ شود و چه چیزی باید دور ریخته شود؟
و کسانی که از تمام ساختارهای سرکوبگر تحمیلشده بر مردم توسط اربابان استعماری بهرهمند شدند، چه کسانی هستند؟ کسانی که هنوز ما را در تخیل خود و در واقعیت ما گروگان گرفتهاند. کسانی که تصمیم میگیرند چه بپوشیم، درباره چه فکر کنیم، چه دیده شود و چه نادیده گرفته شود. کسانی که از آنچه ما در آخرین ساعات شبهای خاص قادر به انجامش هستیم، میترسند.
تاریخ را نمیتوان در داخل یک کشتارگاه ساخت.
وقتی در تاریخهای رسمی ثبتشده جایی پیدا نمیکنیم، به راههای جایگزین روی میآوریم. راههای جداگانهمان. راههای تنهایمان.
چه کسی فکرش را میکرد که مردگان بتوانند بازگردند و با ما سخن بگویند، از طریق ما سخن بگویند، به زبانی که فکر میکردید با آنها دفن کردهاید؟ وقت آن است که چشمهایی در پشت سرمان داشته باشیم و دید تونلی را نابود کنیم. وقت آن است که به نیمهتاریخها بیفزاییم.
تاریخ شما اغلب مانع تاریخ من شده است. تا جایی که فقط یکی باقی ماند. روایت شما به این دلیل زنده نماند که قدرتمند است، بلکه زنده ماند چون قدرت است؛ پشتیبانی شده توسط قدرت، نوشته و خلق شده برای قدرت، حمایت شده و به زور بر گلوی ما توسط صاحبان قدرت فرو شده است.
ما هرگز در کتابها، هنر یا فیلمهای شما خانهای پیدا نخواهیم کرد چون هرگز در تخیل شما، نحوه تصور شما از این دنیا و مردمش، خانهای نیافتیم. اما این به این معنا نیست که شما حق دارید آنچه را که نمیتوانید تصور کنید نابود کنید. آن چیزی را که با تصور شما از زندگی سازگار نیست، بکشید.
چگونه میتوانیم در دنیایی زندگی و زنده بمانیم که پاکسازی خشونتآمیز به یک هنجار تبدیل شده است؟ جایی که پاکسازی خشونتآمیز تشویق میشود و به عنوان ابزاری ضروری برای دور نگه داشتن «موضوعات کجرو» از آگاهی ملی تلقی میشود.
تا کنون، بیشتر آنچه پاک شده بود فقط در تخیل جمعی مردم سانسورشده وجود داشت، قابل دسترسی اما غیرقابل لمس، مکانی مخفی در لبه ناخودآگاه آنها - قدرتمندترین بایگانی از همه. چنین حفظی عملی از مقاومت باشکوه است. اما اکنون زمان آن است که آن خاطره را به چیزی تبدیل کنیم که بتوانیم ببینیم، لمس کنیم، احساس کنیم و منتقل کنیم.
در پنج سال گذشته، خاجستان زندگی، دانش، هنر و آثار خلاقانه مردم سانسورشده در پاکستان، ایران و افغانستان را مستندسازی و حفظ کرده است، با نیت گسترش تلاشهای بایگانی خود به کشورهای سانسورگر که اکنون بر سرزمینهای وسیع عربستان و بخارا شکل گرفتهاند.
خاجستان هر آنچه از تاریخ و هنر غارتشده و منابع سرگرمی که آنها «بسیار مبتذل» و «فحشایی» و به اندازه کافی از نظر فکری تحریکآمیز نمیدانستند - فقط به این دلیل که با اخلاقیات طبقه نخبه آنها یا نوعی روایت ملی ساختگی همخوانی نداشت - باقی مانده است را بایگانی میکند.
خاجستان در حال بازآفرینی و بازسازی مردگان است. ما نادیده گرفتهشدهها، غیرضروریها، غیرمعمولها، ناخوشایندها و همه چیزهایی را که با تعاریف ساختهشده و تحمیلشده بر همه در این سرزمینها همراستا نیستند، نجات داده و گرامی میداریم.
ما معتقدیم که شکاف قابل توجهی بین درک جهانیشده از مردم دنیای میانه (اصطلاحی که توسط پژوهشگر افغان-آمریکایی، تامین انصاری، برای توصیف کلیتی از سرزمینی که در طول حدود ۱۴۰۰ سال گذشته تحت امپراتوریهای اسلامی وجود داشته، ابداع شده است. این دنیا همچنین به عنوان جهان اسلامیک یا دنیایی تحت تأثیر اسلام شناخته میشود - نه به معنای صرفاً دینی) و زندگی واقعی مردم وجود دارد. مردم دنیای میانه که نادرست معرفی و درک شدهاند و هنوز هم در قالبهای دوتایی که استعمار معرفی کرده دیده میشوند، داستانهایشان کاملاً متفاوت از آن چیزی است که معمولاً «فکر میشود» یا «فرض میشود».
ما معتقدیم که این موضوع ارتباط زیادی با طبقه دارد. تنها یک طبقه خاص — طبقه بالا و بالای متوسط — مسئول انباشت دانش است؛ کسانی که نسبت به هر آنچه در خیابان اتفاق میافتد چشمپوشی میکنند. آن دانش انباشته شده سپس بستهبندی و به بازار جهانی منتقل میشود. این یک فرآیند هژمونیک است.
طبقه نخبگان به شدت معتقد است (و سالهاست که به شدت معتقد است زندگی، هنر و آثار «طبقه پایین» باعث شرمساری و تهدید وجودی برای تقوای فرهنگ ملی است. بنابراین، اینمیشود وظیفه اطمینان از این است که تنها دانش خاصی درباره مردم جمعآوری شود - هر چیزی که با فرهنگ ملی و اخلاق جمعی همراستا نباشد، به دقت حذف میشود.
و با این حال، افرادی هستند که به اخلاقیات تعریف شده توسط دولت و مفهوم دلخواه فرهنگ رسمی پایبند نیستند. آنها همچنان با هنر، میمها، نحوه لباس پوشیدن و ... به پلیس اخلاق و درک جهانیشده دنیای میانه چالش میکشند.آنها با چه کسی میخوابند، چه فیلمهایی میبینند و چه شوخیهایی را خندهدار میدانند. سبک زندگی آنها یا مردم نشسته زیر لوسترها در اتاقهای پذیراییشان را «شوک» میدهد یا در بهترین حالت «مجذوب» آنها میشوند. اما بیشتر اوقات، آنها فقط عصبانی و متأثر میشوند.
برای کسانی که مسئول همه کارهای ما هستند، فرهنگ ملی یک موجودیت همگن است، چیزی که از «اخلاق» فرضی مشترک بین همه تراشیده شده است. به همین دلیل کسانی که نتوانند به استانداردهای اخلاقی معرفی شده توسط طبقه حاکم پایبند باشند، به عنوان منحرفانی دیده میشوند که باید تنبیه یا نادیده گرفته شوند.
البته، اخلاقیات طبقه نخبگان در جاهایی مانند پاکستان از قوانینی که استعمار معرفی کرده بود، نشأت گرفته است.
فرهنگ ملی به عنوان یک موجودیت فراگیر تصور میشود اما در واقع تنها استانداردهای اخلاقی طبقه نخبگان را در بر میگیرد. بقیه چیزها نادیده گرفته میشوند، مسخره میشوند و در نهایت پاک میشوند. خجستان میخواهد به این سرکوب و سانسور آشکار پایان دهد.
تلاشهای مستندسازی و بایگانی خجستان ادامه مستقیم کارهای اساسی است که توسط دانشمندان در دورهای که به عنوان عصر طلایی اسلام شناخته میشود، انجام شده است؛ دورهای که تقریباً از قرن هشتم تا چهاردهم میلادی را در بر میگیرد. دانشمندان مسلمان دنیای میانه در این دوره که از سنتهای فلسفی رومیان و یونانیان پیش از خود الهام گرفته بودند، رویکردی عینی به حفظ دانش داشتند. آنها دانش را در زمانی بایگانی کردند که در اروپا مسیحی در حال از دست رفتن بود و از طریق آثارشان، اروپا دوباره با ریشههای یونانی-رومی خود آشنا شد.
با این حال، چنین رویکرد عینی به انباشت دانش توسط تعدادی از رویدادهای سیاسی که بعداً رخ دادند، خدشهدار شد. زندگیها و آثار مردم عادی در داستانهای بزرگ پادشاهان و ملکهها و نزدیکترین همراهانشان گم شد. ایدههای والا مانند زمین، سرمایه و هنر والا، در میان انبوهی از چیزهای «مهم» دیگر، اولویت یافتند. و سپس معرفی اخلاق و سیستمهای حقوقی استعماری، مردم عادی را بیشتر از طرح کلی دور و بیگانه کرد. آنها آنچه را که فکر میکردند فقط ضروری است حفظ کردند - رویکرد انتخابی به انباشت دانش غالب شد.
ما در خجستان معتقدیم که بایگانی و مستندسازی باید بدون هیچ قضاوت اخلاقی انجام شود. دیدن و ثبت کردن چیزها همانطور که هستند - بدون دستکاری خاص به خاطر «تصویر ملی» یا اینکه آیا و چگونه در ماشین فرهنگی جای میگیرند. دیدن مردم به عنوان انسان و نه به عنوان عناصر «شوک» و «انحرافی» که تهدیدی برای بنیانهای فرهنگ ملی هستند. ما معتقد نیستیم که اصلاً چنین چیزی به نام فرهنگ ملی وجود دارد؛ این فرهنگ برای پاکسازی راحت زندگی و فرهنگ مردم بومی دنیای میانی ساخته شده بود.
دلیل اصلی تخریب هنرها و آثار «طبقه پایین» نفرت کامل از شرایط مادیای است که در آن زندگی میکنند. تا زمانی که کارشان به عنوان چیزی جدانشدنی از شرایط مادی زندگیشان دیده شود، تحقیر میشود یا با اصطلاحات تحقیرآمیز توصیف میشود - یا خیلی خام است یا خیلی مبتذل، محصول عدم تعادل شیمیایی، چیزی که به کدهای اخلاقی که باید توسط همه رعایت شود توجهی ندارد، از نظر فکری جذاب نیست، به اندازه کافی منطقی نیست، هرگز منطقی نیست، خاص یا وفادار به زمانهای که در آن زندگی میکنیم نیست.
آنها هیچ تصوری ندارند که ما در چه زمانهایی زندگی میکنیم.
آنها هیچ تصوری ندارند که برخی از ما خارج از زمان زندگی میکنیم.
طبقات بالاتر داستانهای تحرک اجتماعی رو به بالا را دوست دارند تا زمانی که این تحرک با استفاده از همان ابزارهایی که آن طبقات طراحی کردهاند به دست آید. در نهایت برای کمبختها امیدی هست، اگر مدلهای «ما» (آنها) را به کار بگیرند و سخت کار کنند و هیچ کاری خارج از کتاب درسی انجام ندهند. تا زمانی که مطابق با همه چیزهایی باشند که «ما» (آنها) برایشان تعیین کردهایم. همین موضوع درباره هنر و سرگرمی و هر ذرهای از دانشی که از فضاهای حاشیهای بیرون میآید نیز صدق میکند. اگر چیزی باشد که گناه ثروتمندان را تسکین دهد، کافی است. تا زمانی که اخلاق سطحی نخبگان را به چالش نکشد، قابل قبول است. تا زمانی که محصول مستقیم شرایط مادیای که در آن زندگی میکنند نباشد، «ما» سر تکان میدهیم و تلاشهایشان را میپذیریم. تا زمانی که آنها را ناراحت نکند... معدهشان را به هم نریزد...
معدهشان را به هم میریزد.
خاجیستان به آزادی خلق هنرهای بیشتر «غیرقابل قبول» و سپس حفظ آنها به هر قیمتی باور دارد. یک کشور، یک ملت و یک نوع دانش/هنر چرند است که باید هر روز لعنتی هفته به چالش کشیده شود.
ما از استانداردهای بایگانی پیروی نمیکنیم. ما به صورت قطعات منتشر میکنیم چون تاریخ ما اینگونه به ما میرسد؛ لکهدار. هر آنچه باقی مانده را جمع میکنیم و به شبکههای اطلاعاتی جهان میفرستیم. شبکههایی که نابرابر و جانبدار هستند.
خاجیستان به فراداده به عنوان اجتهاد باور دارد. هر برچسب و هر نام پرونده میپرسد: چه چیزهایی را اجازه نداشتیم به یاد بیاوریم؟ جزوههایی که از آسمان افتادند. پوسترهای مجرا. کتابهای مدرسه دینی. خلاصههایی که در سکوت فروخته شدند. عکسها. نوارها. موسیقی پسزمینه. تبلیغات دولتی. زینهایی که هیچکس نگه نداشت. فیلمهایی که هیچکس نمیخواست. تصاویری که از مخفیگاه پورن عمویت بیرون کشیده شد. آنچه عبور کرد، آنچه پوسید، آنچه از مردن امتناع میکند. خاجیستان همه را حفظ میکند. نه به عنوان میراث بلکه به عنوان شواهدی از آنچه حق شکل دادن به اکنون ما را نداشت.
علاوه بر الهام گرفتن از دانشمندان و بایگانیداران دوران طلایی اسلام، ما به شدت از روحیه استوار جامعه خواجاسیرا (افراد سوم جنسیتی جنوب آسیا) الهام میگیریم که با وجود اینکه استعمارگران ما حتی اجازه ندادند قلمی در دست بگیرند، فرهنگ و سنتهای پیچیده خود را با مستندسازی و بایگانی دانش از طریق تاریخ شفاهی و زبان رمزی حفظ کردند. آنها آثار خود را در برابر حملات مداوم قدرتمداران محافظت کردند. ناخودآگاه آنها قویتر از طرحهای زیرکانه پاکسازی کسانی بود که یا از آنها «شرمنده» بودند یا از وجودشان «ترسیده» بودند. با یادگیری از فرهنگ بایگانی غیررسمی آنها، خاجیستان قصد دارد مرکزی کاملاً مستقل از اطلاعات بسازد تا اطمینان حاصل کند دانش و زیباییشناسی طبقه پایینتر، «حاشیهنشینان»، در هر بهروزرسانی فناوری منتقل شود.
خاجیستان آن فضای سوم است که زندگی در شکلهای مختلف خود وجود دارد، بدون آسیب دیدن از دوقطبیها و کلیشههایی که بر آنها تحمیل شده است.
با از دست دادن تمایل جهان اسلام به پژوهش، مستندسازی و ترجمه برای یافتن پاسخ به مهمترین سوالات وجود، همراه با تأخیر در پذیرش چاپخانه، تاریخهای ما پر شد از داستانهای یکبعدی و کهنه درباره کسانی که با قدرت یا پول توانستند حرفهایشان را ثبت کنند. آنها تنها آنچه را مهم و ارزشمند میدانستند حفظ کردند و همچنان حفظ میکنند. ناتوانی در بهروزرسانیهای فناوری برای جذب محصولات خلاقانه این فرهنگها در طرح کلی خود نیز کمکی نکرد. تأخیری رخ داد چون نگهبانان فرهنگ نمیخواستند، اهمیت نمیدادند یا بسیار سختگیرانه اجازه میدادند چه چیزی عبور کند.
مفهوم دانش جهانیشده چیزی خندهدار دارد. ورود را رد میکند. و به ارواح، ستارگان دور، یوفوها، شاعران در آستانه جنون، گربههای انسانوار، درختان تسخیرشده، رقص مجرا، درمانگران و بینندگان با دید وسیع باور ندارد. اگر میتوانستند، بخشهای بیرونیترین حافظه و آگاهی ما را جراحی میکردند. اما همه اینها با آمدن اینترنت تغییر کرد، بهویژه وقتی که اینترنت در دسترس و ارزان شد، چیزی که فقط برای عدهای محدود نبود. اینترنت به کسانی که از فرآیند گرانقیمت ساخت تاریخ کنار گذاشته شده بودند، امکان داد تا داستانهای خود را به روش خودشان آرشیو کنند و به عنوان حافظه دیجیتال ذخیره کنند. اگرچه کلید آن گنجینه در دست قدرتمندان است، هنوز افرادی مانند مدیرعامل Bigo Live وجود دارند که به طور کامل جهانی بودن یک ویدئوی کوتاه را درک میکنند. او میداند که تاریخ و دانش جهان اکنون باید به طور جهانی قابل دسترسیتر باشد. همه نمیتوانند کتاب بخوانند. و چه بخوانند؟ و توسط چه کسی؟
سالهای اولیه اینترنت موبایل در دنیای میانه شاهد حضور پررنگ این جوامع «حاشیهای» بود که به صورت زنده در میکرو متاورسهای سراسر جهان با یکدیگر تعامل داشتند. آنها حتی نمونهای ایدهآل برای شرکتهای فناوری چینی مانند Byte-dance و YY بودند تا دادههایی برای همان هوش مصنوعی که در اپلیکیشنهایی مانند TikTok و Bigo به کار میرود، جمعآوری کنند. چنین روندهایی اخیراً در غرب محبوب شدهاند، اما این سبک زندگی در دنیای میانه پیش از همهگیری کووید بود. سرمایه در این میکرو متاورسها درخشندگی و جلوهای دیگر و طبقهای جدید به نام طبقه امپراتریس آورد. افرادی که ابتدا این فضاهای آنلاین را پر کردند و دادههایشان باعث رشد آنها شد، مجبور به ترک شدند و رفتند.
به جای اینکه بغداد مرکز آن باشد، همانطور که در دوران طلایی اسلام بود، خاجیستان وجودی متافیزیکی بدون مرز از هویتها، زندگیها و مردم آنلاین دنیای میانه است. سالها طول کشید تا بتوانم مردم خودم را در تاریخ ردیابی کنم و نمیخواهم این وضعیت برای کودکان جوان و کودکانی که هنوز به دنیا نیامدهاند، تکرار شود. به همین دلیل است که باید از خاجیستان حمایت شود تا تاریخ موازی قابل دسترسی برای تودههای این سرزمینها ایجاد کند، کسانی که توسط کسانی که سیستمها را اداره میکنند «حاشیهای» شدهاند؛ کسانی که بارها پاک شدهاند؛ کسانی که زندگی و آثارشان بارها تحت سانسور و تمسخر قرار گرفته است.
خاجیستان با همکاری مستقیم با کلکسیونرهای کوچک، هنرمندان طبقه کارگر، ویراستاران، پژوهشگران و بایگانیداران منطقه، نوارهای صوتی، صفحات وینیل، پوسترهای قدیمی فیلم، مجلات، کتابها و ویدئوهای VHS را حفظ و دیجیتالی میکند.
ما حتی نمیتوانیم برآورد دقیقی از آنچه که تاکنون از دست رفته یا پاک شده است داشته باشیم، اما بیش از حد مطمئنیم که به اندازه کافی از دست دادهایم؛ که دیگر نمیتوانیم بیشتر از این از دست بدهیم؛ که اگر اجازه دهیم این بازی پاکسازی ادامه یابد، در پایان روز چیز زیادی باقی نخواهد ماند.
و هنر و دانشی که اصلاً به دلیل ترس از پاکسازی، سانسور و اقدامات تنبیهی موجود خلق نشده است چه میشود؟ چه کسی ارزیابی این خسارت را انجام خواهد داد؟ چگونه میتوانیم ترس را کمی کنیم؟ چگونه میتوانیم درباره امکانات بدانیم وقتی که محدودیتها قبلاً توسط کسانی که سیستمهای قدرتمند را مدیریت میکنند تعیین شده است؟ چگونه میتوانی آزادانه تصور کنی وقتی آنچه ممکن است فکر کنی، در واقع ریسکی برای فرهنگ ملی و اخلاق دولت است؟
ما در خاجیستان هدفی برای «بازنویسی» تاریخ نداریم، ما فقط به حفظ تاریخهای موازی علاقهمندیم - آن داستانهایی که حتی توسط راویان و بازگوکنندگان، سازندگان و بازسازندگان تاریخ به عنوان بخشی از تاریخ در نظر گرفته نمیشوند.
تلاشهای آرشیوی ما تا کنون شامل یک صفحه اینستاگرام است که مجموعهای از عکسها را که توسط کاربران در سراسر ایران، پاکستان و افغانستان به اشتراک گذاشته شدهاند، مستند میکند. از لحظات بیضرر در خیابانها تا میمهای محبوب، از فورواردهای واتساپ تا بهروزرسانیهای قطعی برق، از جلد مجلات قدیمی تا ویدیوهای محافل رقص پسرانه؛ ویدیوهای تیکتاک، ورزشکاران نیمهعریان، پاها، پوسترهای فیلم، برچسبهای موتور سیکلت، خاجیستان همه را میبیند و ذخیره میکند. محتوا از هر دستهبندیای سرپیچی میکند، خاجیستان یک آرشیو مردمی است که تلاش میکند زندگی را همانطور که هست نشان دهد، نه آنطور که باید باشد.
برخی کاربران اینترنت درک نسبتاً سادهای از خاجیستان دارند. آنها معتقدند کاری که ما انجام میدهیم به صورت طنزآمیز است. برای تفریح یا ترحم. شاید چون خودشان هم همین کار را میکردند.
علاوه بر صفحه اینستاگرام، ما همچنین یک پادکست خاجیستان (که اکنون رادیو خاجیستان است) داریم که شامل میکسهای موسیقی از فیلمهای قدیمی لالیوود، آهنگهای نسیبو لال از نمایشهای مجرا، آهنگهای فارسی و کردی با تنظیم اتوتیون، وینیلهای قدیمی، آهنگهای کریسمس به زبان پشتو و اردو و گفتگو با آرشیویستها و فیلمسازان است.
تصاویر و صداهای خاجیستان بخشی از دانش و زیباییشناسی جهانیشده نیستند زیرا زندگیها و دانش طبقات حاشیهای بخشی از سازوکاری که دانش و زیباییشناسی جهانیشده را تغذیه میکند، نیستند. وقتی درباره منطقهمان از منظر بازار جهانی فکر میکنیم، تنها یک تصویر خاص، همگن و کلیشهای به ذهن میآید. این تصویر به نوعی همزمان مخاطب جهانی را فریب میدهد و راضی میکند - مصرفکنندگان فرهنگی که بیش از حد به دانشی که توسط نگهبانان خودخوانده هنر، فرهنگ و زندگی بستهبندی و بازاریابی شده، تکیه دارند. در تخیل طبقهای که مسئول نحوه نمایش ما در خارج است، جایی برای زیباییشناسی سانسورشده وجود ندارد. اگر جایی یا نمایندگیای بود، نیازی نبود قبل از زیباییشناسی کلمه «سانسورشده» را اضافه کنیم. دولت و عوامل قدرتمند آن به وضوح تعیین کردهاند که تا کجا میتوانیم با تخیل خود پیش برویم. و انتظار دارند که به قانون اخلاقی آنها به شدت اطاعت کنیم. آنچه نگهبانان فرهنگ به بدنه دانش جهانیشده میدهند، سپس تنها چیزی میشود که برای دولت ضروری است؛ اینکه چگونه به فرهنگ ملی تعریفشده توسط دولت خدمت میکند. همه چیز بر پایه پاکسازی استوار است. و با این حال ادامه دارد. و با این حال آنها تشویق میکنند.
درک عظمت قدرتی که نگهبانان دانش و زیباییشناسی دنیای میانه دارند بسیار مهم است. آنها نه تنها یک طبقه قدرتمند/نخبه را تشکیل میدهند، بلکه پشتوانه دستگاه بوروکراتیک دولت را نیز دارند. مستندسازی و حفظ دانش ناخواسته در چنین محیط خصمانهای تبدیل به چالشی چندوجهی میشود. این همان چیزی است که ما در خاجستان در پنج سال گذشته با آن مواجه بودهایم. و شاید در هر قدم راه نیز با آن مواجه باشیم. زیرا کاری که انجام میدهیم برای خدمت به اهداف هیچ دولت یا طبقهای در قدرت نیست. ما این کار را برای مردمی انجام میدهیم که خارج از تخیل دولتها زندگی میکنند. و برای کسانی که در زمان منتظرند، کسانی که ممکن است نتوانند داستانهای خود را به روش دیگری دنبال کنند. به همین دلیل تلاشهای مستندسازی خاجستان برای انباشت عینی دانش و تاریخ بسیار حیاتی است. اینگونه اطمینان حاصل میکنیم که هیچ طبقه یا دولتی تعیین نکند هنر و فرهنگ چگونه باید حفظ، دیده یا وجود داشته باشد.
علاوه بر تلاشهای آرشیوی ذکر شده، ما همچنین میخواهیم ترجمههای انگلیسی برخی از کتابهایی را که در طول مسیر از تخیل ما گم شدهاند منتشر کنیم: نوشتههای جسورانه به زبان اردو از کراچی دهه ۷۰ - داستانی جذاب درباره زنی میانسال که عاشق نوشیدن براندی و خوابیدن با دختران جوان است. اگرچه داستان به صورت قسمتهایی در یک مجله خوانندگان منتشر شد، بعدها به صورت یک رمان گسترده ۱۲۰۰ صفحهای به نام «چلاوا» جمعآوری و چاپ شد که توسط همایون اقبال نوشته شده است. امروزه نسخههای زیادی از این کتاب باقی نمانده و بسیار بعید است که دوباره در پاکستان چاپ شود، اما خاجستان میخواهد این ادبیات مهم را حفظ کرده و به انگلیسی ترجمه کند.
سپس، «Loose Cannons» وجود دارد: یک کتاب مقدس نقد فیلم که پنج دهه سینمای منطقهای پاکستانی خوشطعم و ناخوشایند، مشهور و نادیده گرفته شده را توسط عمر علی خان پوشش میدهد. و همچنین «The Real Colors of Filmic Fairies»: ترجمه انگلیسی یک کتاب مستقل از خُرشید عالم، مورخ فیلم اردو، درباره زیرپوست سینمای پاکستان که به طور خاص و جذاب به ریشههای بازیگران زن در لالیوود میپردازد. ما همچنین میخواهیم «The Curse of Homosexuality in Madrassas and its Antidote»: ترجمه انگلیسی یک خطبه ایراد شده در سال ۱۹۸۶ و بعداً منتشر شده به عنوان راهنمای معلمان مدرسه دینی درباره چگونگی اجتناب از جذب شدن به کودکانی که آموزش میدهند را منتشر کنیم. همچنین چند فیلم مهم وجود دارد که خاجستان قصد دارد به عنوان بخشی از تلاشهای آرشیوی خود در سال ۲۰۲۳ منتشر کند.
با وجود اینکه کاملاً مستقل و خودگردان هستیم، کار ما هرگز متوقف نشده و هرگز متوقف نخواهد شد. ما با نیاز به زنده نگه داشتن بیش از یک روایت برای کودکان حال و آیندهمان پیش میرویم تا آنها بتوانند خود را در این تاریخها، تاریخهای خودشان ببینند، و نه فقط آنهایی که توسط رهبران نظامی، رهبران مذهبی و «سازندگان فرهنگ» ملی تأمین مالی و نوشته شدهاند.
ما از انبارکنندگان، کلکسیونرها، تبعیدیها، ساکتشدگان سیاسی، محکومان مذهبی، جنسیتیافتهها و محوشدگان خرید و همکاری میکنیم. آنها برای حفظ سلامت روان خود زیر خدایان مرد دروغین و قوانین مرد دروغینشان جمعآوری کردند. قطعاتی که به وجود سرکوبشدهشان در دنیایی که توسط یک داستان حکمرانی میشود معنا میداد.
ما خودکفا هستیم. پس از دیجیتالی کردن نسخههای اصلیمان، آنها را به UPenn، Princeton، Stanford، Columbia، کتابخانه کنگره و مشابه آنها میفروشیم، جایی که فهرستبندی شده و در خزانههای کنترلشده دما نگهداری میشوند. این فروشها بودجه خریدهای جدید، انتشار کتاب، ایجاد یک خواننده دیجیتال برای مواد اسکنشده ما و آرشیو منطقهای ۸۵۰۰۰ موردی میشود. خودتأمینی ما را از سیاستهای کمک مالی و هوسهای نگهبانان نهادی آزاد نگه میدارد.
ما معتقدیم آرشیو کردن همه نوع دانش به معنای نگاه کردن به آینده است، که گاهی ممکن است دور و دور به نظر برسد، اما با سرعت سرگیجهآوری به سمت ما میآید. شاید، در یک خط زمانی جایگزین، کسانی در آینده نیز به ما نگاه کنند، و ما نمیخواهیم آنها به یک پرتگاه نگاه کنند. نمیخواهیم آنها با فریاد بیدار شوند.
در اینجا چند پروژه حفظ فعلی ما آمده است:
-
پوسترهای تاریخی فیلمهای اروتیک ترکیه
حفظ و دیجیتالی کردن ۲۰۰ پوستر اصلی فیلمهای اروتیک ترکیه. -
۲۰۲ برگه تبلیغاتی آمریکا (جنگ جهانی دوم ژاپن)
نگهداری از برگههای جنگ روانی شکننده جنگ جهانی دوم آمریکا که بر ژاپن انداخته شدهاند. مجموعه کامل دیجیتالی شده است؛ خاجیستان اکنون به دنبال حفظ بلندمدت و کنترلشده از نظر اقلیمی برای نسخههای فیزیکی است. -
آرشیو کتابهای کودکان اردو
دیجیتالی کردن بیش از ۱۰۰۰ کتاب و مجله آسیبپذیر کودکان اردو.
این کتابها که روی کاغذ شکننده چاپ شدهاند و درباره ساخت جهان بصری و زبانی هستند، بدون اسکن سیستماتیک و تثبیت در معرض خطرند. -
فیلمهای سکسی اکسپلویتی پاکستان اوایل دهه ۲۰۰۰
حفظ اضطراری پنج حلقه ۳۵ میلیمتری در حال تخریب.
این فیلمهای فرهنگی مهم دچار سندرم سرکه شده و در حال محو شدن هستند؛ خاجیستان برنامهریزی برای پاکسازی، اسکن آرشیوی 4K و نجات دیجیتال بلندمدت دارد.
خاجیستان آنچه درباره ما شناخته شده را به هم میریزد. ما قرار نبود زنده بمانیم، اما ماندیم، و کسانی که پیش از ما بودند نیز همینطور. آنها اثباتی گذاشتند که مردمی مانند ما اینجا بودند: آنها زندگی کردند، ساختند، بازی کردند. خاجیستان آن اثبات را جمعآوری میکند. جمعآوری آن شادی ماست و اثبات ما که زندگی بر خود اصرار دارد، حتی وقتی دیگران سعی در متوقف کردنش دارند.
خاجیستان ادامه خواهد داشت. زیرا مردم به تغییر واقعیتهای اطراف خود ادامه خواهند داد. و همه اینها اهمیت خواهد داشت. برای کسانی که در هزارتویی گم شدهاند. و برای کسانی که در انتظار زمان هستند.
خاجیستان - بیایید بازی کنیم.
سعد خان بنیانگذار خاجیستان است.