Khajistan logo featuring a red pigeon with bold Persian script on green background

بیانیه خجستان

توسط Saad Khan

خلاصه:

خجستان که در قرن نهم در هرات افغانستان متولد شد، امروز به عنوان آرشیوی که توسط سعد خان تأسیس شده، ادامه دارد.

خجستان هنر، کلمات و رسانه‌های جوامع فراموش‌شده یا ساکت‌شده را از سندهای هندو تا مغرب حفظ می‌کند، مواد ممنوعه، سانسورشده و نادیده گرفته شده را که از ثبت رسمی حذف شده‌اند آرشیو می‌کند. خجستان معتقد است تاریخ رسمی اغلب به شوخ‌طبعی، افسانه‌ها، حکمت و خلاقیت این جوامع بی‌توجه است و آن‌ها را در همه چیز از کتاب‌ها تا اینترنت کنار می‌گذارد.

خجستان معتقد است تاریخ نباید فقط درباره ثروتمندان، باهوشان، بدها، خوب‌ها، مشهورها یا بدنام‌ها باشد. خجستان معتقد است نبود تاریخ و فرهنگ یک فرد در چشم عموم، زیانی عمیق است. خجستان معتقد است همه حق دیده شدن و شنیده شدن دارند.

خجستان معتقد است جهانی‌سازی و فرهنگ‌های امپریالیستی رشد طبیعی فرهنگ‌های محلی را متوقف می‌کنند.

خجستان طرفدار ملت‌هاست، نه دولت-ملت‌ها.

خجستان معتقد است سانسور مسئله‌ای طبقاتی است.

خجستان یک لنز، یک نگاه است که بر دنیایی غنی‌تر و فراگیرتر متمرکز است.


بیانیه خجستان

حذف به روش‌های زیادی عمل می‌کند. نه تنها داستان‌های مردم در حاشیه ناپدید می‌شوند، بلکه خود دانشی که آن داستان‌ها روزی وجود داشته‌اند نیز ناپدید می‌شود.

چگونه می‌توان چیزی را نجات داد اگر ندانید چیزی برای نجات دادن وجود دارد؟ و اگر به شما باورانده شود که اصلاً ارزش نجات دادن ندارد چه؟

ارزش نجات دادن ندارد چون به اندازه کافی بزرگ نیست یا خارج از بدنه دانش است که قرار است ما را به جلو ببرد.

در مسیر رسیدن به آینده مطلوبشان، دیدهای پیرامونی ما مسدود شد. گفتند دید تونلی کافی است. گفتند این زمان نگاه به عقب یا اطراف یا هر جهت دیگری جز آنچه ما، مقامات مهم، تعیین کرده‌ایم، نیست.

در این جهان واقعاً چه چیزی ارزش حفظ کردن دارد؟

چه کسی تصمیم می‌گیرد چه چیزی باید حفظ شود و چه چیزی باید دور ریخته شود؟

و آن‌هایی که از تمام ساختارهای سرکوبگر تحمیل شده بر مردم توسط اربابان استعماری بهره‌مند شدند، چه کسانی هستند؟ کسانی که هنوز ما را در تخیل خود و در واقعیت ما گروگان گرفته‌اند. کسانی که تصمیم می‌گیرند چه بپوشیم، درباره چه فکر کنیم، چه دیده شود و چه نادیده گرفته شود. کسانی که از آنچه ما در آخرین ساعات شب‌های خاص قادر به انجامش هستیم، می‌ترسند.

تاریخ را نمی‌توان در داخل یک کشتارگاه ساخت.

وقتی در تاریخ‌های رسمی ثبت شده جایی پیدا نمی‌کنیم، به راه‌های جایگزین روی می‌آوریم. راه‌های جداگانه‌مان. راه‌های تنهای‌مان.

چه کسی فکرش را می‌کرد که مردگان بتوانند بازگردند و با ما سخن بگویند، از طریق ما سخن بگویند، به زبانی که فکر می‌کردید با آن‌ها دفن کرده‌اید؟ وقت آن است که چشم‌هایی در پشت سرمان رشد دهیم و دید تونلی را نابود کنیم. وقت آن است که به نیمه‌تاریخ‌ها بیفزاییم.

تاریخ شما اغلب مانع تاریخ من شده است. تا جایی که فقط یکی باقی ماند. روایت شما به این دلیل زنده نماند که قدرتمند است، بلکه به این دلیل زنده ماند که قدرت است؛ پشتیبانی شده توسط قدرت، نوشته و خلق شده برای قدرت، حمایت شده و به زور به ما تحمیل شده توسط کسانی که در قدرت هستند.

ما هرگز در کتاب‌ها، هنر یا فیلم‌های شما خانه‌ای پیدا نخواهیم کرد چون هرگز در تخیل شما، نحوه تصور شما از این دنیا و مردمش، خانه‌ای نیافتیم. اما این به این معنا نیست که شما حق دارید آنچه را که نمی‌توانید تصور کنید نابود کنید. آن چیزی را که با تصور شما از زندگی همخوانی ندارد بکشید.

چگونه می‌توانیم در دنیایی زندگی و زنده بمانیم که پاک‌سازی خشونت‌آمیز به یک هنجار تبدیل شده است؟ جایی که پاک‌سازی خشونت‌آمیز تشویق می‌شود و به عنوان ابزاری ضروری برای دور نگه داشتن «موضوعات کج‌رو» از آگاهی ملی تلقی می‌شود.

تا کنون، بیشتر آنچه پاک شده بود فقط در تخیل جمعی مردم سانسورشده وجود داشت، قابل دسترسی اما غیرقابل لمس، مکانی مخفی در لبه ناخودآگاه آن‌ها - قدرتمندترین بایگانی از همه. چنین حفظی عملی از مقاومت باشکوه است. اما اکنون زمان آن است که آن حافظه را به چیزی تبدیل کنیم که بتوانیم ببینیم، لمس کنیم، احساس کنیم و منتقل کنیم.

در پنج سال گذشته، خجستان زندگی، دانش، هنر و آثار خلاقانه مردم سانسورشده در پاکستان، ایران و افغانستان را مستندسازی و حفظ کرده است، با نیت گسترش تلاش‌های بایگانی به کشورهای سانسورگر که اکنون بخش‌های وسیعی از سرزمین‌های عربستان و بخارا را تشکیل می‌دهند.

خجستان هر آنچه از تاریخ و هنر غارت‌شده و منابع سرگرمی که آن‌ها «بسیار زشت» و «فحشایی» و از نظر فکری کافی تحریک‌آمیز نمی‌دانستند را بایگانی می‌کند - فقط به این دلیل که با اخلاقیات طبقه نخبه آن‌ها یا نوعی روایت ملی ساختگی همخوانی نداشت.

خجستان در حال بازآفرینی و بازسازی مردگان است. ما آنچه ناخواسته، غیرضروری، غیرمعمول، ناخوشایند و همه چیزهایی که با تعاریف تحمیل‌شده بر همه در این سرزمین‌ها همخوانی ندارد را نجات داده و گرامی می‌داریم.

ما معتقدیم که شکاف قابل توجهی بین درک جهانی‌شده از مردم دنیای میانه (اصطلاحی که توسط پژوهشگر افغان-آمریکایی، تمیم انصاری، برای توصیف کلیت سرزمینی که در حدود ۱۴۰۰ سال گذشته تحت امپراتوری‌های اسلامی بوده، ابداع شده است. این دنیا همچنین به عنوان جهان اسلام‌زده یا دنیایی تحت تأثیر اسلام شناخته می‌شود - نه به معنای صرفاً دینی) و زندگی واقعی مردم آن وجود دارد. مردم دنیای میانه، که به اشتباه معرفی و درک شده‌اند و هنوز هم در قالب‌های دوتایی که استعمار معرفی کرده دیده می‌شوند، داستان‌ها و زندگی‌شان کاملاً متفاوت از آن چیزی است که معمولاً «فکر می‌شود» یا «فرض می‌شود».

ما معتقدیم که این موضوع ارتباط زیادی با طبقه دارد. تنها یک طبقه خاص—طبقه بالاو بالای متوسط—مسئول انباشت دانش است؛ کسانی که نسبت به آنچه در خیابان اتفاق می‌افتد چشم‌پوشی می‌کنند. آن دانش انباشته شده سپس بسته‌بندی و به بازار جهانی منتقل می‌شود. این یک فرایند هژمونیک است.

طبقه نخبگان به شدت معتقد است (و سال‌هاست که این باور را دارد) که زندگی، هنر و آثار «طبقه پایین» باعث شرمساری و تهدید وجودی تقوای فرهنگ ملی است. بنابراین، وظیفه آن‌هاست که اطمینان حاصل کنند تنها دانش خاصی درباره مردم جمع‌آوری شود - هر چیزی که با فرهنگ ملی و اخلاق جمعی هم‌راستا نباشد، به دقت دور ریخته می‌شود.

با این حال، افرادی وجود دارند که به اخلاقیات تعریف شده توسط دولت و مفهوم دلخواه فرهنگ رسمی پایبند نیستند. آن‌ها همچنان با هنر، میم‌ها، نحوه لباس پوشیدن، کسانی که با آن‌ها می‌خوابند، فیلم‌هایی که می‌بینند و شوخی‌هایی که می‌پسندند، چالش‌هایی برای پلیس اخلاق و درک جهانی‌شده دنیای میانه ایجاد می‌کنند. سبک زندگی آن‌ها یا مردم نشسته زیر لوسترها در اتاق‌های پذیرایی‌شان را «شوک» می‌دهد یا حداقل آن‌ها را «مجذوب» می‌کند. اما بیشتر اوقات، آن‌ها فقط خشمگین و متأثر می‌شوند.

برای کسانی که مسئول همه کارهای ما هستند، فرهنگ ملی یک موجودیت همگن است، چیزی که از «اخلاق» فرضی مشترک بین همه تراشیده شده است. به همین دلیل کسانی که نتوانند به استانداردهای اخلاقی معرفی شده توسط طبقه حاکم پایبند باشند، به عنوان منحرفانی دیده می‌شوند که باید تنبیه یا نادیده گرفته شوند.

البته، اخلاقیات طبقه نخبگان در جاهایی مانند پاکستان از قوانینی که استعمارگران معرفی کردند، نشأت گرفته است.

فرهنگ ملی به عنوان یک موجودیت فراگیر تصور می‌شود، اما در واقع تنها استانداردهای اخلاقی طبقه نخبگان را در بر می‌گیرد. بقیه چیزها نادیده گرفته می‌شوند، مسخره می‌شوند و در نهایت پاک می‌شوند. خجستان می‌خواهد به این سرکوب و سانسور آشکار پایان دهد.

تلاش‌های مستندسازی و آرشیو خجستان ادامه مستقیم کارهای اساسی است که توسط دانشمندان در دوره‌ای که به عنوان عصر طلایی اسلام شناخته می‌شود، انجام شده است؛ دوره‌ای که تقریباً از قرن هشتم تا چهاردهم میلادی را در بر می‌گیرد. دانشمندان مسلمان دنیای میانه در این دوره، که از سنت‌های فلسفی رومیان و یونانیان پیش از خود الهام گرفته بودند، رویکردی عینی به حفظ دانش داشتند. آن‌ها دانش را در زمانی که در اروپا مسیحی در حال از دست رفتن بود، آرشیو کردند و از طریق آثارشان، اروپا دوباره با ریشه‌های یونانی-رومی خود آشنا شد.

با این حال، چنین رویکرد عینی به انباشت دانش توسط تعدادی رویداد سیاسی که بعداً رخ دادند، مخدوش شد. زندگی‌ها و آثار مردم عادی در داستان‌های بزرگ پادشاهان و ملکه‌ها و نزدیک‌ترین همراهانشان گم شد. ایده‌های والا مانند زمین، سرمایه و هنر والا، در میان بسیاری از چیزهای «مهم» دیگر، اولویت یافتند. سپس معرفی اخلاق و نظام‌های حقوقی استعماری، مردم عادی را بیشتر از طرح کلی دور و بیگانه کرد. آن‌ها فقط آنچه را ضروری می‌دانستند حفظ کردند - رویکرد انتخابی به انباشت دانش غالب شد.

ما در خجستان معتقدیم که بایگانی و مستندسازی باید بدون هیچ قضاوت اخلاقی انجام شود. دیدن و ثبت کردن چیزها همان‌طور که هستند - بدون دستکاری خاص به خاطر «تصویر ملی» یا اینکه چگونه و آیا در ماشین فرهنگی جای می‌گیرند. دیدن مردم به عنوان انسان و نه به عنوان عناصر «شوک» و «انحرافی» که تهدیدی برای بنیان‌های فرهنگ ملی هستند. ما باور نداریم که فرهنگ ملی وجود دارد؛ این فرهنگ برای پاک‌سازی راحت زندگی و فرهنگ مردم بومی دنیای میانه ساخته شده است.

دلیل اصلی تخریب هنرها و آثار «طبقه پایین» نفرت کامل از شرایط مادی‌ای است که در آن زندگی می‌کنند. تا زمانی که کارشان به عنوان چیزی جدانشدنی از شرایط مادی زندگی‌شان دیده شود، تحقیر می‌شود یا با اصطلاحات تحقیرآمیز توصیف می‌شود - یا خیلی خام است یا خیلی مبتذل، محصول عدم تعادل شیمیایی، چیزی که به کدهای اخلاقی که همه باید رعایت کنند احترام نمی‌گذارد، از نظر فکری جذاب نیست، به اندازه کافی منطقی نیست، هرگز منطقی نیست، خاص یا وفادار به زمانه‌ای که در آن زندگی می‌کنیم نیست.

آن‌ها هیچ تصوری ندارند که ما در چه زمان‌هایی زندگی می‌کنیم.

آن‌ها هیچ تصوری ندارند که برخی از ما خارج از زمان زندگی می‌کنیم.

طبقات بالاتر داستان‌های تحرک اجتماعی رو به بالا را دوست دارند، به شرطی که این تحرک با استفاده از همان ابزارهایی که خود آن طبقات ساخته‌اند به دست آمده باشد. در نهایت، برای کم‌بخت‌ها امیدی هست اگر مدل‌های «ما» (آن‌ها) را به کار بگیرند، سخت کار کنند و هیچ کاری خارج از کتاب درسی انجام ندهند. تا زمانی که مطابق با همه چیزهایی باشند که «ما» (آن‌ها) برایشان تعیین کرده‌ایم. همین موضوع درباره هنر و سرگرمی و هر نوع دانشی که از فضاهای حاشیه‌ای بیرون می‌آید نیز صدق می‌کند. اگر چیزی باشد که گناه ثروتمندان را تسکین دهد، کافی است. تا زمانی که اخلاق سطحی نخبگان را به چالش نکشد، قابل قبول است. تا زمانی که محصول مستقیم شرایط مادی‌ای که در آن زندگی می‌کنند نباشد، «ما» سر تکان می‌دهیم و تلاش‌هایشان را می‌پذیریم. تا زمانی که آن‌ها را ناراحت نکند... معده‌شان را به هم نزند...

معده‌شان را به هم می‌زند.

خجستان به آزادی خلق هنرهای «غیرقابل قبول» بیشتر و سپس حفظ آن‌ها به هر قیمتی باور دارد. یک کشور، یک ملت و یک نوع دانش/هنر چرند است که باید هر روز لعنتی هفته به چالش کشیده شود.

ما از استانداردهای بایگانی پیروی نمی‌کنیم. ما به صورت قطعات منتشر می‌کنیم چون تاریخ ما اینگونه به ما می‌رسد؛ لکه‌دار. هر آنچه باقی مانده را جمع می‌کنیم و به شبکه‌های اطلاعاتی جهان می‌فرستیم. شبکه‌هایی که نابرابر و جانبدارانه‌اند.

خجستان به فراداده به عنوان اجتهاد باور دارد. هر برچسب و هر نام فایل می‌پرسد: چه چیزهایی را اجازه نداشتیم به یاد بیاوریم؟ جزوه‌هایی که از آسمان افتادند. پوسترهای مجرا. کتاب‌های مدرسه دینی. مجله‌هایی که در سکوت فروخته می‌شدند. عکس‌ها. نوارها. موسیقی پس‌زمینه. تبلیغات دولتی. زین‌هایی که کسی نگه نداشت. فیلم‌هایی که کسی نمی‌خواست. تصاویری که از انبار پورن عمویت بیرون کشیده شد. آنچه عبور کرد، آنچه پوسید، آنچه از مرگ سر باز زد. خجستان همه را حفظ می‌کند. نه به عنوان میراث بلکه به عنوان شواهدی از آنچه حق شکل دادن به اکنون ما را نداشت.

علاوه بر الهام گرفتن از دانشمندان و بایگانی‌داران دوران طلایی اسلام، ما به شدت از روحیه استوار جامعه خواجه‌سرا (جنس سوم جنوب آسیا) الهام می‌گیریم که با وجود اینکه توسط استعمارگران ما حتی اجازه نداشتند قلم به دست بگیرند، فرهنگ و سنت‌های پیچیده خود را با مستندسازی و بایگانی دانش از طریق تاریخ شفاهی و زبان رمزی حفظ کردند. آن‌ها آثار خود را در برابر حملات مداوم قدرت‌مداران محافظت کردند. ناخودآگاه آن‌ها قوی‌تر از طرح‌های زیرکانه پاک‌سازی کسانی بود که یا از آن‌ها «شرمنده» بودند یا از وجودشان «می‌ترسیدند». با یادگیری از فرهنگ بایگانی غیررسمی آن‌ها، خجستان قصد دارد مرکزی کاملاً مستقل از اطلاعات ایجاد کند تا اطمینان حاصل شود که دانش و زیبایی‌شناسی طبقه پایین‌تر، «حاشیه‌نشینان»، در هر به‌روزرسانی فناوری منتقل شود.

خجستان همان فضای سوم است که زندگی در اشکال مختلف خود وجود دارد، بدون آنکه دچار دوقطبی‌ها و کلیشه‌های تحمیل‌شده بر آن شود.

با از دست دادن تمایل جهان اسلام به پژوهش، مستندسازی و ترجمه برای یافتن پاسخ به مهم‌ترین سوالات وجود، همراه با تأخیر در پذیرش چاپخانه، تاریخ‌های ما پر شد از داستان‌های یک‌بعدی و کهنه درباره کسانی که با قدرت یا پول توانستند حرف‌هایشان را ثبت کنند. آن‌ها تنها آنچه را که مهم و ارزشمند می‌دانستند حفظ کردند و همچنان حفظ می‌کنند. ناتوانی در به‌روزرسانی‌های فناوری برای جذب محصولات خلاقانه این فرهنگ‌ها در طرح کلی خود نیز کمکی نکرد. تأخیری رخ داد زیرا نگهبانان فرهنگ نمی‌خواستند، اهمیت نمی‌دادند یا بسیار سختگیرانه اجازه می‌دادند چیزی عبور کند.

مفهوم دانش جهانی‌شده چیزی خنده‌دار دارد. این دانش اجازه ورود نمی‌دهد. و باور به ارواح، ستارگان دوردست، بشقاب‌پرنده‌ها، شاعران در آستانه جنون، گربه‌های انسان‌وار، درختان تسخیرشده، رقص مجرا، درمانگران و پیشگوهای دوربرد را نمی‌پذیرد. اگر می‌توانستند، بخش‌های بیرونی‌ترین حافظه و آگاهی ما را جراحی می‌کردند. اما همه این‌ها با آمدن اینترنت تغییر کرد، به‌ویژه وقتی که اینترنت در دسترس و ارزان شد، چیزی که فقط برای عده‌ای خاص نبود. اینترنت به کسانی که از فرآیند گران‌قیمت ساخت تاریخ کنار گذاشته شده بودند، امکان داد تا داستان‌های خود را به روش خودشان بایگانی کنند و به عنوان حافظه دیجیتال ذخیره کنند. اگرچه کلید آن گنجینه در دست قدرتمندان است، هنوز افرادی مانند مدیرعامل Bigo Live وجود دارند که به طور کامل جهانی بودن یک ویدئوی کوتاه را درک می‌کنند. او می‌داند که تاریخ و دانش جهان اکنون باید به طور جهانی و بیشتر در دسترس باشد. همه نمی‌توانند کتاب بخوانند. و چه چیزی بخوانند؟ و توسط چه کسی؟

سال‌های اولیه اینترنت موبایل در دنیای میانه شاهد حضور پررنگ این جوامع «حاشیه‌نشین» بود که به صورت زنده در میکرو متاورس‌های سراسر جهان با یکدیگر تعامل داشتند. آن‌ها حتی نمونه‌ای کامل برای شرکت‌های فناوری چینی مانند Byte-dance و YY بودند تا داده‌هایی برای همان هوش مصنوعی که در اپلیکیشن‌هایی مانند TikTok و Bigo اجرا می‌شود، جمع‌آوری کنند. چنین روندهایی اخیراً در غرب محبوب شده‌اند، اما این سبک زندگی در دنیای میانه پیش از همه‌گیری کووید رایج بود. سرمایه در این میکرو متاورس‌ها درخشندگی و جلوه‌ای دیگر و یک طبقه جدید، طبقه امپراطور، به ارمغان آورد. افرادی که ابتدا این فضاهای آنلاین را پر کردند و داده‌هایشان باعث رشد آن‌ها شد، مجبور به ترک شدند و رفتند.

به جای اینکه بغداد مرکز آن باشد، همان‌طور که در دوران طلایی اسلام بود، خجستان وجودی متافیزیکی بدون مرز از هویت‌ها، زندگی‌ها و مردمان آنلاین دنیای میانه است. سال‌ها طول کشید تا بتوانم مردم خودم را در تاریخ ردیابی کنم و نمی‌خواهم این وضعیت برای کودکان جوان و کودکانی که هنوز به دنیا نیامده‌اند، تکرار شود. به همین دلیل است که باید از خجستان حمایت شود تا تاریخ موازی قابل دسترسی برای توده‌های این سرزمین‌ها ایجاد کند، کسانی که توسط کسانی که سیستم‌ها را اداره می‌کنند «حاشیه‌نشین» شده‌اند؛ کسانی که بارها پاک شده‌اند؛ کسانی که زندگی و آثارشان بارها تحت سانسور و تمسخر قرار گرفته است.

خجستان با همکاری مستقیم با کلکسیونرهای کوچک، هنرمندان طبقه کارگر، ویراستاران، پژوهشگران و بایگانی‌داران منطقه، نوارهای صوتی، صفحات وینیل، پوسترهای قدیمی فیلم، مجلات، کتاب‌ها و ویدئوهای VHS را حفظ و دیجیتالی می‌کند.

ما حتی نمی‌توانیم تخمینی دقیق از آنچه که تاکنون از دست رفته یا پاک شده است ارائه دهیم، اما بیش از حد مطمئنیم که به اندازه کافی از دست داده‌ایم؛ که دیگر نمی‌توانیم بیشتر از این از دست بدهیم؛ که اگر اجازه دهیم این بازی پاک‌سازی ادامه یابد، در پایان روز چیز زیادی باقی نخواهد ماند.

و هنر و دانشی که اصلاً به دلیل ترس از پاک‌سازی، سانسور و اقدامات تنبیهی موجود خلق نشده است، چه می‌شود؟ چه کسی ارزیابی این خسارت را انجام خواهد داد؟ چگونه می‌توانیم ترس را اندازه‌گیری کنیم؟ چگونه می‌توانیم درباره امکانات بدانیم وقتی که حد و مرزها قبلاً توسط کسانی که سیستم‌های قدرتمند را مدیریت می‌کنند تعیین شده است؟ چگونه می‌توانی آزادانه تصور کنی وقتی آنچه «ممکن است» فکر کنی، در واقع یک ریسک برای فرهنگ ملی و اخلاق دولت است؟

ما در خجستان هدفی برای «بازنویسی» تاریخ نداریم، تنها به حفظ تاریخ‌های موازی علاقه‌مندیم - آن داستان‌هایی که حتی توسط راویان و بازگوکنندگان، سازندگان و بازسازندگان تاریخ به عنوان بخشی از تاریخ در نظر گرفته نمی‌شوند.

تلاش‌های آرشیوی ما تا کنون شامل یک صفحه اینستاگرام است که مجموعه‌ای از عکس‌ها را که توسط کاربران در سراسر ایران، پاکستان و افغانستان با ما به اشتراک گذاشته شده‌اند، مستند می‌کند. از لحظات بی‌ضرر در خیابان‌ها تا میم‌های محبوب، از فورواردهای واتساپ تا به‌روزرسانی‌های قطعی برق، از جلد مجلات قدیمی تا ویدیوهای محافل رقص پسرانه؛ ویدیوهای تیک‌تاک، ورزشکاران نیمه‌عریان، پاها، پوسترهای فیلم، برچسب‌های موتور سیکلت، خجستان همه را می‌بیند و ذخیره می‌کند. محتوا از هر دسته‌بندی‌ای فراتر می‌رود، خجستان آرشیوی مردمی است که تلاش می‌کند زندگی را همان‌طور که هست نشان دهد، نه آن‌طور که باید باشد.

برخی کاربران اینترنت درک ساده‌ای از خجستان دارند. آن‌ها معتقدند کاری که ما انجام می‌دهیم به صورت طنزآمیز است. برای تفریح یا ترحم. شاید چون خودشان هم همین کار را می‌کردند.

علاوه بر صفحه اینستاگرام، ما همچنین یک پادکست خجستان (که اکنون رادیو خجستان است) داریم که شامل میکس‌های موسیقی از فیلم‌های قدیمی لالیوود، آهنگ‌های نسیبو لال از نمایش‌های مجرا، آهنگ‌های فارسی و کردی با تنظیم اتوتیون، وینیل‌های قدیمی، آهنگ‌های کریسمس به زبان پشتو و اردو و گفتگو با آرشیویست‌ها و فیلمسازان است.

تصاویر و صداهای خجستان بخشی از دانش و زیبایی‌شناسی جهانی‌شده نیستند زیرا زندگی‌ها و دانش طبقات حاشیه‌ای بخشی از سازوکاری که دانش و زیبایی‌شناسی جهانی‌شده را تغذیه می‌کند، نیستند. وقتی به منطقه‌مان از منظر بازار جهانی فکر می‌کنیم، تنها یک تصویر همگن و کلیشه‌ای خاص ظاهر می‌شود. این تصویر به نوعی همزمان مخاطب جهانی را فریب می‌دهد و راضی می‌کند - مصرف‌کنندگانی از فرهنگ که بیش از حد به دانشی که توسط نگهبانان خودخوانده هنر، فرهنگ و زندگی بسته‌بندی و بازاریابی شده، تکیه دارند. در تخیل طبقه‌ای که مسئول نحوه نمایش ما در خارج است، جایی برای زیبایی‌شناسی سانسورشده وجود ندارد. اگر جایی یا نمایشی بود، نیازی نبود قبل از زیبایی‌شناسی کلمه «سانسورشده» را اضافه کنیم. دولت و عوامل قدرتمند آن به وضوح تعیین کرده‌اند که تا کجا می‌توانیم با تخیل خود پیش برویم. و انتظار اطاعت کامل از قانون اخلاقی آن‌ها را دارند. آنچه نگهبانان فرهنگ به بدنه دانش جهانی‌شده می‌دهند، تنها آن چیزی است که برای دولت ضروری است؛ اینکه چگونه به فرهنگ ملی تعریف‌شده توسط دولت خدمت می‌کند. همه این‌ها بر پایه پاک‌سازی استوار است. و با این حال ادامه دارد. و با این حال آن‌ها تشویق می‌کنند.

درک عظمت قدرتی که نگهبانان دانش و زیبایی‌شناسی دنیای میانه در اختیار دارند، بسیار مهم است. آن‌ها نه تنها یک طبقه قدرتمند/نخبه را تشکیل می‌دهند، بلکه حمایت دستگاه بوروکراتیک دولت را نیز دارند. مستندسازی و حفظ دانش ناخواسته در چنین محیط خصمانه‌ای تبدیل به چالشی چندوجهی می‌شود. این همان چیزی است که ما در خجستان در پنج سال گذشته با آن مواجه بوده‌ایم. و شاید در هر قدم راه نیز با آن مواجه باشیم. زیرا کاری که انجام می‌دهیم را برای خدمت به اهداف هیچ دولت یا طبقه‌ای در قدرت انجام نمی‌دهیم. ما این کار را برای مردمی انجام می‌دهیم که خارج از تخیل دولت‌ها زندگی می‌کنند. و برای کسانی که در زمان منتظرند، کسانی که ممکن است نتوانند داستان‌های خود را به روش دیگری دنبال کنند. به همین دلیل تلاش‌های مستندسازی خجستان برای انباشت عینی دانش و تاریخ بسیار حیاتی است. اینگونه اطمینان حاصل می‌کنیم که هیچ طبقه یا دولتی تعیین نکند هنر و فرهنگ چگونه باید حفظ، دیده یا وجود داشته باشد.

علاوه بر تلاش‌های آرشیوی مذکور، ما همچنین می‌خواهیم ترجمه‌های انگلیسی برخی از کتاب‌هایی را منتشر کنیم که در طول مسیر از تخیل ما گم شده‌اند: نوشته‌های جسورانه به زبان اردو از دهه ۷۰ کراچی - داستانی جذاب درباره زنی میانسال که عاشق نوشیدن براندی و خوابیدن با دختران جوان است. اگرچه این داستان به صورت قسمت‌هایی در یک مجله منتشر شد، بعدها جمع‌آوری و به صورت رمانی گسترده با ۱۲۰۰ صفحه به نام «چلاوا» نوشته همایون اقبال چاپ شد. امروزه نسخه‌های زیادی از این کتاب باقی نمانده و بسیار بعید است که دوباره در پاکستان چاپ شود، اما خجستان می‌خواهد این ادبیات مهم را حفظ کرده و به انگلیسی ترجمه کند.

سپس، «توپ‌های شل»: یک کتاب مقدس نقد فیلم است که پنج دهه سینمای منطقه‌ای پاکستانی خوش‌طعم و ناخوش‌طعم، مشهور و نادیده گرفته شده را توسط عمر علی خان پوشش می‌دهد. و همچنین «رنگ‌های واقعی پری‌های سینمایی»: ترجمه انگلیسی یک کتاب مستقل از خُرشید عالم، مورخ فیلم اردو، درباره زیرپوست سینمای پاکستانی که به طور خاص و جذاب بر منشاء بازیگران زن در لالیوود تمرکز دارد. ما همچنین می‌خواهیم «نفرین همجنس‌گرایی در مدارس دینی و پادزهر آن» را منتشر کنیم: ترجمه انگلیسی یک خطبه که در سال ۱۹۸۶ ایراد شده و بعدها به عنوان راهنمایی برای معلمان مدارس دینی درباره چگونگی اجتناب از جذب شدن به کودکان تحت آموزششان منتشر شد. همچنین چند فیلم مهم وجود دارد که خجستان قصد دارد به عنوان بخشی از تلاش‌های آرشیوی خود در سال ۲۰۲۳ منتشر کند.

با وجود اینکه کاملاً مستقل و خودگردان هستیم، کار ما هرگز متوقف نشده و هرگز متوقف نخواهد شد. ما با نیاز به زنده نگه داشتن بیش از یک روایت برای کودکان حال و آینده‌مان پیش می‌رویم تا آن‌ها بتوانند خود را در این تاریخ‌ها، تاریخ‌های خودشان ببینند، نه فقط آن‌هایی که توسط رهبران نظامی، رهبران مذهبی و «سازندگان فرهنگ» ملی تأمین مالی و نوشته شده‌اند.

ما از انبارکنندگان، کلکسیونرها، تبعیدی‌ها، ساکت‌شدگان سیاسی، محکومان مذهبی، جنسیت‌یافته‌ها و محو‌شدگان خرید و همکاری می‌کنیم. آن‌ها برای حفظ سلامت روان خود زیر خدایان مرد دروغین و قوانین مرد دروغین‌شان جمع‌آوری کرده‌اند. قطعاتی که به وجود سرکوب‌شده‌شان در دنیایی با یک داستان معنا می‌داد.

ما خودکفا هستیم. پس از دیجیتالی کردن نسخه‌های اصلی‌مان، آن‌ها را به دانشگاه پن، پرینستون، استنفورد، کلمبیا، کتابخانه کنگره و مشابه آن‌ها می‌فروشیم، جایی که فهرست‌بندی شده و در خزانه‌های کنترل‌شده دما نگهداری می‌شوند. این فروش‌ها بودجه خریدهای جدید، انتشار کتاب، ایجاد یک خواننده دیجیتال برای مواد اسکن‌شده ما و آرشیو منطقه‌ای ۸۵۰۰۰ آیتم میم را تأمین می‌کند. خودتأمینی ما را از سیاست‌های کمک مالی و هوس‌های نگهبانان نهادی آزاد نگه می‌دارد.

ما معتقدیم آرشیو کردن همه و هر نوع دانشی برابر است با نگاه کردن به آینده، که گاهی ممکن است دور و دست‌نیافتنی به نظر برسد، اما با سرعت سرگیجه‌آوری به سمت ما می‌آید. شاید، در خط زمانی جایگزین، کسانی در آینده نیز به ما نگاه کنند، و ما نمی‌خواهیم آن‌ها به یک پرتگاه نگاه کنند. نمی‌خواهیم آن‌ها با فریاد بیدار شوند.


در اینجا چند پروژه نگهداری فعلی ما آمده است:

  • پوسترهای تاریخی فیلم‌های اروتیک ترکیه
    نگهداری و دیجیتالی کردن ۲۰۰ پوستر اصلی فیلم‌های اروتیک ترکیه.
  • ۲۰۲ برگه تبلیغاتی آمریکا (جنگ جهانی دوم ژاپن)
    نگهداری برگه‌های جنگ روانی شکننده جنگ جهانی دوم آمریکا که بر ژاپن انداخته شده‌اند. مجموعه کامل دیجیتالی شده است؛ خجستان اکنون به دنبال نگهداری بلندمدت و کنترل‌شده اقلیمی برای نسخه‌های فیزیکی است.
  • آرشیو کتاب‌های کودکان اردو
    دیجیتالی کردن بیش از ۱۰۰۰ کتاب و مجله آسیب‌پذیر کودکان اردو. این کتاب‌ها که روی کاغذهای شکننده چاپ شده‌اند و درباره ساخت جهان بصری و زبانی هستند، بدون اسکن و تثبیت سیستماتیک در خطرند.
  • فیلم‌های سکسی‌سازی پاکستان اوایل دهه ۲۰۰۰
    نگهداری اضطراری پنج حلقه فیلم ۳۵ میلی‌متری در حال پوسیدگی. این فیلم‌های فرهنگی مهم دچار سندرم سرکه و رنگ‌پریدگی شده‌اند؛ خجستان برنامه‌ریزی کرده است برای تمیزکاری، اسکن آرشیوی 4K و نجات دیجیتال بلندمدت.

خجستان آنچه درباره ما شناخته شده را به هم می‌ریزد. ما قرار نبود زنده بمانیم، اما ماندیم، و کسانی که پیش از ما بودند نیز همین‌طور. آن‌ها اثباتی گذاشتند که مردمی مانند ما اینجا بودند: آن‌ها زندگی کردند، ساختند، بازی کردند. خجستان آن اثبات را جمع‌آوری می‌کند. جمع‌آوری آن شادی ماست و اثبات ما که زندگی بر خود اصرار دارد، حتی وقتی دیگران تلاش می‌کنند آن را متوقف کنند.

خجستان ادامه خواهد داشت. چون مردم به زیر سوال بردن واقعیت‌های اطرافشان ادامه خواهند داد. و همه این‌ها اهمیت خواهد داشت. برای کسانی که در هزارتویی گم شده‌اند. و برای کسانی که در انتظار زمان هستند.

خجستان - بیا بازی کنیم.

سعد خان بنیان‌گذار خجستان است.

نظر بگذارید

لطفاً توجه داشته باشید، نظرات باید قبل از انتشار تأیید شوند

  1. بیشتر بخوانید: پژوهش‌های آرشیوی: فردوسی شماره ۵، نوامبر ۱۹۷۸ — در آن خفقان، کاش اجازه می‌دادند باشیم
    Firdusi No. 5, New Series — cover, 6 November 1978

    پژوهش‌های آرشیوی: فردوسی شماره ۵، نوامبر ۱۹۷۸ — در آن خفقان، کاش اجازه می‌دادند باشیم

    بررسی‌های آرشیوی: بخشی از یک مجموعه در حال انجام در بخش بررسی‌های آرشیوی، یک مجله از آرشیو دیجیتال خجستان را بیرون می‌کشیم و با دقت می‌خوانیم. این ...
    بیشتر بخوانید
  2. بیشتر بخوانید: تحقیقات آرشیوی: الدنیا المصورة (شماره ۳۴، ۸ ژانویه ۱۹۳۰) – جهان مصور
    Archive Forensics: Al-Dunya al-Musawwara (Issue 34, 8 January 1930) – The Illustrated World

    تحقیقات آرشیوی: الدنیا المصورة (شماره ۳۴، ۸ ژانویه ۱۹۳۰) – جهان مصور

    بررسی‌های آرشیوی: بخشی از یک مجموعه پیوسته در بررسی‌های آرشیوی، یک مجله از آرشیو دیجیتال خجستان بیرون می‌کشیم و با دقت می‌خوانیم. این هفته: الدنیا ...
    بیشتر بخوانید
  3. بیشتر بخوانید: آرشیو جرم‌شناسی: فیلم شرقی (اکتبر ۱۹۷۱): «سینمایی در انکار»
    Archive Forensics: Eastern Film (October 1971): "A Cinema in Denial"

    آرشیو جرم‌شناسی: فیلم شرقی (اکتبر ۱۹۷۱): «سینمایی در انکار»

    مطالعه‌ای دقیق از شماره اکتبر ۱۹۷۱ مجله Eastern Film، که صنعت فیلم پاکستان را پیش از بنگلادش از طریق گزارش‌های استودیو، سانسور، پروفایل ستارگان، تبلیغات، نامه‌های خوانندگان و موانع اکران نشان می‌دهد.

    بیشتر بخوانید
  4. بیشتر بخوانید: دفتر اطلاعات جنگ خاجیستان در گاردین
    Khajistan’s Office of War Information in The Guardian

    دفتر اطلاعات جنگ خاجیستان در گاردین

    گاردین اخیراً مقاله‌ای درباره نمایشگاه خاجیستان با عنوان دفتر اطلاعات جنگ (O.W.I.) منتشر کرده است که اکنون در Pioneer Works در بروکلین در حال نمایش...
    بیشتر بخوانید

پروژه‌های حفظ و نگهداری

  1. بیشتر بخوانید: خاجیستان به دنبال شریک‌های حفظ و دیجیتالی‌سازی پوسترهای تاریخی فیلم‌های اروتیک است
    Collage of Turkish vintage film posters with bold yellow text about archiving and digitizing cinema history.

    خاجیستان به دنبال شریک‌های حفظ و دیجیتالی‌سازی پوسترهای تاریخی فیلم‌های اروتیک است

    پروژه‌های حفظ و نگهداری: بخشی از یک سری مداوم نیویورک، نیویورک — خاجیستان در حال راه‌اندازی یک ابتکار حفظ و دیجیتالی‌سازی برای مجموعه ۲۰۰ پوستر اصل...
    بیشتر بخوانید
  2. بیشتر بخوانید: خاجیستان به دنبال شریک حفظ ۲۰۲ برگ اعلامیه تبلیغاتی آمریکا که بر ژاپن انداخته شده‌اند می‌گردد
    Collage of preserved U.S. WWII propaganda leaflets over Japan with bold yellow title text, Khajistan archival theme.

    خاجیستان به دنبال شریک حفظ ۲۰۲ برگ اعلامیه تبلیغاتی آمریکا که بر ژاپن انداخته شده‌اند می‌گردد

    پروژه‌های حفظ و نگهداری: بخشی از یک سری مداوم نیویورک، نیویورک — خجستان دیجیتالی‌سازی کامل ۲۰۲ بروشور تبلیغاتی جنگ آمریکا که در سال‌های ۱۹۴۴ و ۱۹۴۵...
    بیشتر بخوانید
  3. بیشتر بخوانید: خجستان فرایند دیجیتالی‌سازی بیش از ۱۰۰۰ کتاب کودکان اردو را به پایان رساند
    Digitizing 1,000+ Urdu children's books, illustration of children reading Quran, Khajistan archive

    خجستان فرایند دیجیتالی‌سازی بیش از ۱۰۰۰ کتاب کودکان اردو را به پایان رساند

    پروژه‌های حفظ: بخشی از یک سریال در حال انجام نیویورک، نیویورک — خاجستان دیجیتالی‌سازی و حفظ مجموعه بزرگی از کتاب‌ها و مجلات کودکان اردو را که به ند...
    بیشتر بخوانید
  4. بیشتر بخوانید: حفظ اضطراری سینمای استثمار جنسی اوایل دهه ۲۰۰۰ پاکستان
    Archival film reels in labeled bags, preserving early 2000s Pakistani cinema, Khajistan project

    حفظ اضطراری سینمای استثمار جنسی اوایل دهه ۲۰۰۰ پاکستان

    پروژه‌های حفظ: بخشی از یک سری در حال انجام خجستان مجموعه‌ای آسیب‌پذیر از حلقه‌های اصلی ۳۵ میلی‌متری شامل پنج فیلم از سینمای سکسی اکسپلویتیشن اوایل ...
    بیشتر بخوانید