آرشیو جرمشناسی: فیلم شرقی (اکتبر ۱۹۷۱)
توسط Khajistan Cultural Desk
·
آرشیو فارنزیک: بخشی از یک سریال مداوم
یک 1971 شماره مجله فیلم پاکستانی که بنگلادش در آن از قبل قابل مشاهده است
به آرشیو فارنزیک خوش آمدید، سریال مداوم ما که در آن مجلات تاریخی از آرشیو دیجیتال شده خجستان را بررسی میکنیم. این هفته، به شماره اکتبر ۱۹۷۱ فیلم شرقی که از کراچی توسط استودیوهای فیلم شرقی محدود منتشر شده است، نگاه میکنیم. این شماره پس از اعلام بنگلادش، اما پیش از تسلیم پاکستان در داکا و ایجاد عملی بنگلادش به عنوان یک کشور مستقل منتشر شده است.
یادداشت منبع
- فیلم شرقی، اکتبر ۱۹۷۱ (جلد سیزدهم، شماره دوم-سوم)
- کراچی: استودیوهای فیلم شرقی محدود
- سردبیر موقت: و. ا. زیدی
- جلد: شبنم، شفافیت رنگی توسط صغیر نقوی
- دیجیتالی شده توسط خجستان در ۲۰۲۲
خرید نسخه دیجیتال
شماره اکتبر ۱۹۷۱ فیلم شرقی را «مجله فیلم برجسته پاکستان» مینامد. این شماره به صورت جلد سیزدهم، شماره دوم-سوم، یک شماره دوگانه در سال سیزدهم انتشار آن است. سرصفحه نام و. ا. زیدی را به عنوان سردبیر موقت، آ. ک. چودری به عنوان مدیر تبلیغات، اختر حسین به عنوان مدیر توزیع، صغیر نقوی به عنوان عکاس کارکنان و صلاحالدین ناصق به عنوان خبرنگار لاهور ذکر میکند.
این مجله از B-16، S.I.T.E.، جاده منگھوپیر، کراچی-۱۶ توسط استودیوهای فیلم شرقی محدود منتشر میشود. ناشر آن خدا بخش بلوچ برای استودیوهای فیلم شرقی محدود است و چاپ آن توسط یعقوب علی و. کاسمی برای صنایع بستهبندی زین، S.I.T.E.، کراچی انجام میشود.
در ادامه شماره، صفحات کراچی توصیف میکنند که کف استودیوهای شرقی برای ساخت خیابان موری برای یک فیلم رنگی استفاده شده است. مجله درباره همان دنیای استودیو گزارش میدهد که آن را تولید کرده است.
این شماره در جریان جنگ آزادی بنگلادش منتشر شد. دو ماه بعد، پس از جنگ هند و پاکستان در دسامبر ۱۹۷۱، پاکستان شرقی به بنگلادش تبدیل شد. سرصفحه هنوز داکا را در شبکه کسبوکار فهرست میکند. صفحات خبری گزارش میدهند که استودیوهای بال شرقی تعلیق شدهاند.
دادههای آرشیوی از شماره اکتبر ۱۹۷۱
فراداده تولید
| مجله | فیلم شرقی |
| شماره | اکتبر ۱۹۷۱، جلد سیزدهم، شماره دوم-سوم (شماره دوگانه) |
| منتشر شده از | B-16، S.I.T.E.، جاده منگھوپیر، کراچی-۱۶ |
| تلفن | ۲۹۱۳۸۸ و ۲۹۱۳۸۹ |
| ناشر | خدا بخش بلوچ برای استودیوهای فیلم شرقی محدود |
| چاپخانه | یعقوب علی و. کاسمی برای صنایع بستهبندی زین، S.I.T.E.، کراچی |
| سردبیر موقت | و. ا. زیدی |
| عکاس کارکنان | صغیر نقوی |
| خبرنگار لاهور | صلاحالدین ناصق |
خردهفروشی و توزیع
| پاکستان غربی | ۱.۵۰ روپیه |
| پاکستان شرقی | ۱.۵۰ روپیه (هزینه پست هوایی: ۰.۲۵ روپیه) |
| خارجی | ۱.۶۰ روپیه |
| نمایندگان کسبوکار | فهرست شده در لاهور و داکا |
مسدودیتهای فیلم
| فیلمهای منتظر اکران | حدود ۳۰ |
| مدار تأثیرگذار | پنجاب-فرانتیر |
| تاریخهای اعلام شده حذف شدهاند | بیش از ۷۰ درصد فیلمهای اعلام شده |
| دلیل ذکر شده | عدم وجود سالنهای نمایش پس از بازگشت نظام قدیم پس از لغو مالیات ظرفیت |
| وضعیت استودیو لاهور | تنها چند فیلم در حال تولید است؛ بیش از ۳۰ فیلم آماده اکران، بسیاری از آنها قبلاً سانسور شدهاند |
مهاجرت کسبوکار نمایش بال شرقی به پاکستان غربی
| استودیوهای بال شرقی | گزارش شده که تعلیق شده است |
| میرزا شاهی | با خانواده از پاکستان شرقی به لاهور آمده است |
| جلیل افغانی | از بال شرقی آمده است |
| رشمن | انتظار میرود به طور دائم به لاهور نقل مکان کند |
| احتشام | خانهای جداگانه در گلبرگ خریداری کرده؛ «نیتیۀ بازگشت ندارد» |
سانسور
| بنرهای تبلیغاتی توقیف شده | بیش از ۵۰ |
| فیلم به دلیل مبتذل بودن توقیف شد | بیما |
| سینماهایی که با پرونده مواجهاند | هفت سینمای برجسته (حوزه پلیس: نولاخا) |
| مواد سانسور شده ارسال شده به | هیئت مرکزی سانسور فیلم |
| اعتراض خوانندگان | ممنوعیت امان ریاض شاهد |
| فیلم هندی به عنوان تبلیغات معرفی شد | بنگلادش |
شکست در جشنواره و صادرات
| ورود رسمی به مسکو | هیر رانجھا |
| مشکل | نسخه انگلیسی یا زیرنویس ندارد |
| شماره مهلت | چاپ باید تا هفته دوم ماه مه به مسکو رسیده باشد؛ اطلاعیه دولت در ۲۱ مه به تولیدکنندگان رسید |
| هیئت همراه | اعجاز درانی، فردوس، مسعود پرویز، ریاض گل و یک مقام ارشد دولتی |
دادههای تجاری و سلبریتی
| محمد علی | قد: ۶ فوت؛ آدرس: گلبرگ، لاهور. |
| ندیم | قد: ۵ فوت و ۱۰ اینچ. در حال تولید: سائمی، انگری، محبت اور مہنگا سال، میلی کی پٹلی. |
| رنگیلا | قد: ۵ فوت و ۴ اینچ. |
| شبنم | آدرس: ۲۲۵/I-Q، بلوک ۲، PECHS، کراچی. |
| سانگیتا | دیپلم، رتبه اول؛ خواننده مشتاق کتاب و مجله. |
| شمیم آرا | بالاترین دستمزد بازیگر زن در پاکستان. |
| نور جهان | اواخر دهه پنجاه؛ بیش از ۱۰۰۰ آهنگ ثبت شده. هزینه استاندارد آهنگ: ۲۵۰۰ روپیه (۳.۲۵ دقیقه). هزینه آهنگ بلند: ۵۰۰۰ روپیه. فیلمهای آینده: انگری، انعام اور گدھا، پیندو، مجھے دا شیر. |
| مهدی حسن | بیش از ۱۰۰ آهنگ ثبت شده. |
| فیلم خام | رودخانه یانگتسه سیاه و سفید ۳۵ میلیمتر/۱۶ میلیمتر (نگاتیو، پوزیتیو، ضبط صدا). نماینده: Progressive Traders. |
| کالاهای مصرفی | جوراب کنسول (نارایانگانج)، موم اپیلاسیون سرد سوهنی (کراچی)، ماکس فاکتور ساتین فلو، لباس بافتنی کولوول. |

شبنم روی جلد اکتبر ۱۹۷۱ فیلم شرقی، عکاسی رنگی از صغیر نقوی. جلد او را به عنوان ستاره ملی معرفی میکند. در داخل، پروفایل او را به عنوان هنرمندی از پاکستان شرقی که به خوبی در مراکز فیلمسازی کراچی و لاهور جذب شده، معرفی میکند.
کراچی، لاهور، داکا
سرصفحه قیمتها را به این صورت فهرست میکند: پاکستان غربی ۱.۵۰ روپیه، پاکستان شرقی ۱.۵۰ روپیه و کشورهای خارجی ۱.۶۰ روپیه. پاکستان شرقی هزینه اضافی «حمل هوایی ۰.۲۵» دارد. همان صفحه نمایندگان تجاری در لاهور و داکا را نام میبرد.
شمارههای گمشده
بخش «انجمن خوانندگان» نشان میدهد که خود مجله تولید دشواری داشته است. سمر حیدر از کراچی شکایت میکند که فیلم شرقی از دکههای کتاب غایب بوده است. او از ویراستاران میخواهد «مجله را به طور منظم منتشر کنند.» همچنین چاپ را «به ویژه صفحات رنگی» نقد میکند.
پاسخ، «عدم دسترسی به کاغذ روزنامه» را مقصر میداند. وضعیت خود مجله در صفحه نامهها ظاهر میشود: شمارههای گمشده، چاپ ضعیف، صفحات رنگی بیکیفیت و خوانندگانی که میپرسند مجله کجا رفته است.
همان انجمن خوانندگان شکایاتی درباره سانسور و تصویر ملی دارد.

صفحه انجمن خوانندگان که درباره شمارههای گمشده، کمبود کاغذ روزنامه و شکایات خوانندگان بحث میکند.
اخبار ماهانه
صفحات "اخبار ماه" به سرعت بین پروندههای دادگاه، خوانندگی پخش، بزرگداشت نظامی، سفر خارجی و شکست جشنواره جابجا میشوند.
گزارش شده که ترانه "اکنون آزاد است." صفحه میگوید بازیگر تبرئه شده است. یاسمین شوکت به عنوان خواننده پخش معرفی شده است. منصور هیدری در حال برنامهریزی فیلمی درباره رشید منہاس، افسر خلبانی که در ۱۹۷۱ شهید شد، است. صفحه همچنین به خدمات آگفا-گواررت در المپیاد، سفر مهدی حسن به عمره و مرگ موسیقیدان هندی جایکیشان اشاره دارد. فیلم، دادگاهها، یاد جنگ، موسیقی، دین و اخبار فرهنگی خارجی در یک صفحه کنار هم قرار دارند.

صفحه "اخبار ماه" شکست جشنواره مسکو، تبرئه ترانه، آغاز کار یاسمین شوکت در پخش صدا و فیلم برنامهریزی شده منصور هیدری درباره رشید منہاس را گزارش میدهد.
توقف استودیوهای بال شرقی
در "تماس لاهور"، صلاحالدین ناصیک گزارش میدهد که کمدین میرزا شاهی با خانوادهاش از پاکستان شرقی آمده است. یادداشت میگوید او حدود چهار ماه در لاهور میماند، اما ممکن است به طور دائم آنجا ساکن شود. دلیل در یک جمله چاپ شده است: "از آنجا که کار در استودیوهای بال شرقی متوقف شده، او چارهای جز مهاجرت به مرکز فیلم دیگری نداشت."
اسامی دیگر دنبال میشوند. بازیگر نقش مکمل جلیل افغانی نیز از بال شرقی آمده بود. بازیگر رشمَن، پس از اقامت طولانی در کراچی، انتظار میرفت که به طور دائم به لاهور بیاید. تهیهکننده-کارگردان احتشام در گلبرگ خانهای جداگانه گرفته و "قصد بازگشت ندارد."

این صفحه گزارش میدهد که هنرمندان بال شرقی به لاهور میرسند، فیلمهایی منتظر اکران هستند، اقدامات سانسور علیه بنرهای سینما و برنامههای روز دفاع مرتبط با جنگ ۱۹۶۵.
شبنم در کراچی و لاهور
داستان روی جلد با عنوان "شبنم" و خط "یک هنرمند ساده و دلنشین" آغاز میشود. جمله افتتاحیه منشأ او را به وضوح مشخص میکند: "این زیبایی از پاکستان شرقی یک بانوی باوقار است." جمله بعدی میگوید او "گلی ناشناخته برای بسیاری قبل از آمدن به مراکز فیلمسازی کراچی و لاهور بود."
شبنم اهل پاکستان شرقی است. پروفایل به کراچی و لاهور اشاره میکند. دید ملی را در مراکز فیلمسازی پاکستان غربی قرار میدهد.
صفحه اول تصویر او را از طریق زیبایی و موفقیت در صنعت میسازد. او چشمانی "دلربا و آهویی" دارد. او "یکی از پرمشغلهترین قهرمانان لحظه" است. "جهش بزرگ موفقیت" او با انتشار ایستگاه آخر رخ داد. او "پس از هر اجرای موفق به ارتفاعات جدیدی از شهرت و شکوه دست یافته است." نویسنده میگوید که "مانند یک هنرمند واقعی"، شبنم مشتاق است بهتر عمل کند و "اعتماد و ایمان عظیمی به خود" پیدا کرده است.
تصاویر صفحه بخشی از پروفایل هستند. شبنم در یک فضای داخلی تزئین شده، کنار یک گلدان بزرگ و پردههای طرحدار نشسته است. عکس دیگری او را در لباس سفید نشان میدهد که مستقیماً به دوربین نگاه میکند. صفحه زیبایی را به فروش میرساند، اما متن مرتباً به انضباط بازمیگردد: موفقیت، پیشرفت، اعتماد به نفس، ایمان و حرفه.
صفحه دوم محیط را تغییر میدهد. تیتر میگوید: «دلربا و گاهی افسونگر.» نویسنده و عکاس همراه به اتاق پذیرایی شبنم در یک بعدازظهر ابری خوشآمد گفته میشوند. اتاق «خوب تزئین شده» است. «قطعات تزئینی مینیاتوری» آن به عنوان نشانهای از حس زیباییشناسی شبنم و رابین غوش خوانده میشود. هر دو، همسر و همسرش، به عنوان دوستداران موسیقی توصیف شدهاند. موسیقی رابین به عنوان حرفه او نام برده شده است.
بازدید خانگی و صحنهسازی شده است. شبنم میپرسد آیا کارکنان میتوانند نیم ساعت صبر کنند. آنها موافقت میکنند. او بعد از نیم ساعت وارد میشود. رابین آنها را به اتاق مجاور برای چای همراهی میکند. «رسوم انجام شد»، شبنم برای عکس گرفتن ژست میگیرد.
اتاق نامطلوب است. روز گرم است. نویسنده میگوید در اتاق پذیرایی «احساس خفگی» میکنند. رابین میگوید اتاق «در یک یا دو روز آینده» تهویه مطبوع خواهد شد. اتاق تزئین شده، گرم و هنوز در حال بهروزرسانی است.
مصاحبه با دشواری آغاز میشود. نویسنده میگوید این اولین دیدار او با شبنم بوده و زمان کوتاه بوده است. او نتوانسته مدت زیادی با او صحبت کند. با این حال، شبنم درباره موضوعات مختلف صنعت فیلم صحبت میکند.
پروفایل سپس به اردو میپردازد. نویسنده میگوید شبنم «در ابتدا با زبان مشکل زیادی داشت»، اما اکنون «اردوی تقریباً بینقصی» صحبت میکند. منشأ او از پاکستان شرقی در پروفایل پذیرفته شده، اما ورود حرفهای او از طریق کراچی، لاهور و اردو سنجیده میشود.
پاکستان شرقی زبان بنگالی را به عنوان زبان اکثریت داشت. فرهنگ رسمی ملی پاکستان حول اردو سازماندهی شده بود و منازعه سیاسی بر سر زبان برای دههها محور مقاومت بنگالیها بود. در این پروفایل، همان سلسله مراتب در قالب مجله فیلم ظاهر میشود. شبنم میتواند وارد اقتصاد فیلم اردو شود. ورود او شرایطی دارد.
مقاله همچنین میگوید که او «با نقشهای کلیشهای محدود شده» و هنوز به دنبال «نقشی چالشبرانگیز» است. نویسنده میگوید که «این بازیگر زیبا و بااستعداد بهدرستی احساس میکند که به عنوان یک هنرمند به تازگی نیاز دارد و نه فرمول تکراری و خستهکنندهای که بارها و بارها تکرار میشود.» او به عنوان یک ستاره ملی معرفی میشود، اما همچنین به فقر نقشهایی که به او پیشنهاد میشود اشاره میکند.
در صفحه ۱۷، شبنم پاسخ کاملتری درباره سلیقه مخاطب میدهد. او میگوید که در فیلمهای پاکستانی «پیشرفتهای بزرگی» حاصل شده، اما هنوز «فضای زیادی برای توسعه همهجانبه» وجود دارد. او به مصاحبهکننده میگوید: «این وظیفه شماست که اوضاع را مرتب کنید و سلیقه مخاطب را از واکنشهای گذشتهشان ارزیابی کنید.» او اضافه میکند که مخاطب لزوماً یک الگوی مشخص را نمیپذیرد و بینندگان هر فیلم را «بر اساس شایستگیهای خودش» میسنجند.
شبنم میگوید ممکن است همه اجزای یک فیلم خوب باشند، اما باید «در کنار هم قرار بگیرند.» او خواستار نقشهای بهتر و فیلمهایی است که اجزای آنها هماهنگ باشند.
پروفایل سپس به محبوبیت او بازمیگردد. میگوید شبنم یکی از محبوبترین هنرمندان است و هنوز تلاش میکند همکارانش را درک و قدردانی کند. او میگوید دوست دارد در میان سینماروها بنشیند و لذت آنها را هنگام تماشای خود روی پرده ببیند. به نظر او، سینماروها بهترین داوران هستند. آنها برای همه فیلمها آرزوی موفقیت دارند و «تلاش صادقانه برای ارائه سرگرمی خوب» را طلب میکنند.

پروفایل شبنم او را به عنوان «این زیبای شرق پاکستان» معرفی میکند و میگوید پس از آمدن به کراچی و لاهور شناخته شد.

مشکل اولیه شبنم با اردو و اردو «تقریباً کامل» بعدی او. همچنین ناامیدی او از نقشهای کلیشهای ثبت شده است.

در صفحه آخر پروفایل، شبنم درباره سلیقه مخاطب و محدودیت فرمولهای ثابت نظر میدهد. او میگوید تماشاگران هر فیلم را «بر اساس شایستگیهای خودش» قضاوت میکنند.
جنگی که میتواند به یاد آورد
این شماره میداند چگونه درباره جنگ ۱۹۶۵ بنویسد. واژگان مشخصی دارد: سربازان، بیوهها، فداکاری، آهنگهای ملی، دشمن، روحیه و میراث.
انجمن روزنامهنگاران فیلم پاکستان برنامهای برای روز دفاع در ۲۳ سپتامبر در تالار WAPDA در لاهور برنامهریزی کرد. ژنرال بختیار رانا به عنوان مهمان ویژه دعوت شد. گزارش میگوید «حدود ۲۵ بیگم از شهدا» و بیش از ۵۰ سرباز معلول جنگ ۱۹۶۵ مورد تجلیل قرار خواهند گرفت.
مرگ نسیم بیگم در آن حافظه جای گرفته است. او در ۲۹ سپتامبر در لاهور پس از بیماری کوتاه درگذشت. مجله میگوید استودیوهای لاهور به احترام او تعطیل شدند. میگوید او در بمبئی به دنیا آمد، در سنین کم به پاکستان آمد و در خوانندگی فیلمهای پاکستانی شناخته شد. به او حدود ۳۰۰ آهنگ فیلمی نسبت داده میشود، از جمله «ساؤ بار چمن مہکا»، «روٹھ گیا میرا پیار» و «اے راہ حق کے شہیدوں».
ادای احترام بعدی به مهدی حسن و نور جهان سپتامبر ۱۹۶۵ را به یاد میآورد، زمانی که «دشمن بزدل» با «نقشههای شوم» تلاش کرد وارد کشور شود. این ادای احترام از آهنگهای ملی برای بالا بردن روحیه تمجید میکند و میگوید این آهنگها «از پدر به پسر و از نسلی به نسل دیگر» منتقل خواهند شد.
نقش نور جهان در ۱۹۶۵ پیشتر بخشی از حافظه عمومی جنگ پاکستان بود. آهنگهای دوران جنگ او به عنوان خدمت ملی تلقی میشدند. در این شماره، مطبوعات سینمایی همان برداشت را تکرار میکنند. خوانندگان به صداهای دولت تبدیل میشوند. فرهنگ سینما به کاری برای تقویت روحیه بدل میشود.
محتوای ۱۹۷۱ به شکل متفاوتی ظاهر میشود: تعطیلی استودیوهای شرق، ورود کارگران از شرق پاکستان، فیلم هندی به نام بنگلا دیش و فیلم ممنوعه پاکستانی درباره کشمیر.

مقاله اصلاحی م. ا. پروانه در کنار یادنامه نسیم بیگم ظاهر میشود. این صفحه اصلاحات سینمایی و یاد جنگ ۱۹۶۵ را کنار هم قرار میدهد.

این ادای احترام جنگ ۱۹۶۵ را از طریق آهنگهای ملی، روحیه و میراث به یاد میآورد. مهدی حسن و نور جهان به عنوان صداهای میهنپرست معرفی شدهاند.
حقالزحمه نور جهان
نور جهان به عنوان صدای میهنپرستانه و خوانندهای حرفهای با قیمت ثابت ظاهر میشود. تحت عنوان «دستمزدهای بالا»، مجله گزارش میدهد که معمولاً برای آهنگی سه دقیقه و ربعی ۲۵۰۰ روپیه دریافت میکرد. برای آهنگی که طول معمول را رد میکرد، اکنون ۵۰۰۰ روپیه طلب میکرد.
مسکو بدون زیرنویس
گزارش مسکو با شکست دولت آغاز میشود. ویراستار میگوید جشنواره تازه به پایان رسیده «بار دیگر نیاز به کمکهای ملموس و فوریتر از سوی دولت را تأکید کرد.» تقریباً ۷۰ کشور حضور داشتند. مجله میگوید جشنوارهها به کشورهای شرکتکننده «فرصتی حسادتبرانگیز برای معرفی و تبلیغ فیلمهایشان» میدهند. برای پاکستان، این به معنای بازارهای خارجی، درآمد صادراتی و شناخته شدن هنرمندان خارج از کشور بود.
اثر رسمی پاکستان هیر رانجه بود. هیئت شامل بازیگر-تهیهکننده اعجاز درانی، بازیگر فردوس، کارگردان مسعود پرویز، ریاض گل و یک مقام ارشد دولتی بود. فیلم نمایش داده نشد چون هیئت نسخه انگلیسی یا زیرنویس نیاورد.
خبر میگوید هیئت «کاملاً از قوانین و مقررات جشنواره بیاطلاع به نظر میرسید.» گزارش میدهد نسخه فیلم باید تا هفته دوم ماه مه به مسکو میرسید. انجمن تهیهکنندگان فیلم اولین اطلاعیه را از دولت در ۲۱ مه دریافت کرد. مهلت قبلاً گذشته بود.
اعجاز درانی به لاهور بازگشت و کنفرانس خبری برگزار کرد. او برنامهریزی ضعیف و هماهنگی ناکافی بین دولت و صنعت فیلم را مقصر دانست. در پاسخ به سوالی درباره اینکه چرا اثر رسمی پاکستان نمایش داده نشد، گفت وزارت اطلاعات و امور خارجه مسئول تأخیر در تکمیل تشریفات بودند.
مجله از درخواست او حمایت میکند که خبرنگاران فیلم باید هیئتهای آینده را همراهی کنند. میگوید خبرنگاران «بیشتر از بسیاری دیگر در صنعت فیلم مجهز هستند» اما فرصت نمایندگی کشور را ندارند. فیلم شرقی خواستار این است که مطبوعات فیلم به عنوان بخشی از نمایندگی فرهنگی تلقی شوند.
ویراستار از عبارت «دست نامرئی» برای انتخاب هیئتها و آثار رسمی استفاده میکند. مجله افراد پشت پرده را نام نمیبرد و به روش اشاره میکند: نفوذ، انتخاب و دسترسی مدیریتشده توسط دولت.
اعجاز همچنین درباره سانسور صحبت میکند. او میگوید اگر انتظار میرود فیلمهای پاکستانی در خارج رقابت کنند، باید کد سانسور شلتر شود. مجله از او نقل قول میکند: «بدون پرداختن به ابتذال، اگر اجازه بوسیدن در فیلمهای پاکستانی داده شود، ضرری ندارد.»
فیلم نسخه انگلیسی نداشت، زیرنویس نداشت و تا تاریخ مقرر نسخهای در مسکو نبود. دولت میتوانست فیلمی انتخاب کند و افراد را بفرستد، اما نمیتوانست نسخهای ارائه دهد که پیش از مخاطب بینالمللی نمایش داده شود.
سیلان و رنگ
سیلان نام رسمی کشور در سال ۱۹۷۱ بود. در سال ۱۹۷۲ به سریلانکا تغییر نام داد.
یک هیئت سه نفره از سریلانکا بازگشت: نور جهان، شمیم آرا و وحید مراد. گزارش میگوید نور جهان رهبر هیئت بود و با استقبال گرم روبرو شد. در یک شام خداحافظی، او «لعل شهباز قلندر» را خواند و شمیم آرا و وحید مراد همراهی کردند.
انتقاد فنی بود. فیلمهای پاکستانی توسط مردم و مسئولان تحسین شده بودند، اما «تنها چیزی که به نفع آنها نبود این بود که همه فیلمها رنگی نبودند.» گزارش اضافه میکند که «از نظر کیفیت» فیلمها مورد پسند بودند.

گزارش سریلانکا استقبال از نور جهان، شمیم آرا و وحید مراد را ستایش میکند و سپس اشاره میکند که فیلمهای پاکستانی در خارج به دلیل نبود رنگ ضعیف شدهاند.
سی فیلم در انتظار
«لاهور کالینگ» گزارش میدهد که حدود ۳۰ فیلم منتظر اکران هستند چون سالنهای نمایش در سراسر مدار پنجاب-فرانتیر در دسترس نیستند.
مجله مشکل را به لغو مالیات ظرفیت و بازگشت نظام قدیم نسبت میدهد. تحت مالیات ظرفیت، نمایش مجدد فیلمهای قدیمی تقریباً مسدود شده بود و نمایشدهندگان از فیلمهای جدید استقبال میکردند. پس از بازگشت نظام قدیم، فیلمهای قدیمی دوباره وارد بازار شدند و فیلمهای جدید به سینماها راه نیافتند.
تهیهکنندگان و پخشکنندگان نگران شدند. فیلمبرداریها تحت تأثیر قرار گرفت چون پول در گردش نبود. مجله میگوید اگرچه تاریخهای نمایش برای برخی فیلمها اعلام شده بود، «بیش از ۷۰ درصد فیلمها باید کنار گذاشته شوند.»
مورد دیگری در همان صفحه با عنوان «استودیوهای لاهور ظاهری متروک دارند» آمده است. گفته شده تنها چند فیلمبرداری در استودیوهای محلی در جریان است. بیش از ۳۰ فیلم آماده اکران بودند که بسیاری از آنها قبلاً سانسور شده بودند. فیلمها وجود داشتند اما سالنهای نمایش در دسترس نبودند.
سیزده نکته پروانه
«چگونه فیلمها را بهبود بخشیم؟» نوشته م. ا. پروانه با فرمول آغاز میشود. او مینویسد فیلمهای پاکستانی در داستانهای «پسر و دختر ملاقات میکنند» و «مثلث عشقی ابدی» گرفتار شدهاند.
او بخشهای معمول را نام میبرد: قهرمانی فوقالعاده، قهرمان زن جذاب، شرور یا زن بدذات که «تجسم شرارت» است، والدین ثروتمند مخالف قهرمان زن فقیر، والدین فقیر مخالف قهرمان ثروتمند، و ازدواج پس از تصادفات.
برنامه سیزدهمادهای او خواستار تأسیس شرکت مالی فیلم برای وام دادن به تهیهکنندگان با نرخهای معقول؛ آکادمی فیلم برای تکنسینها، بازیگران و کارگردانان؛ و شرکت توسعه فیلم برای ساخت استودیوهای مجهز در دو یا سه شهر مهم در هر دو بخش کشور است.
شرکت توسعه فیلم همچنین سینماها را میساخت، فیلمهای باکیفیت تولید و نمایش میداد، صادرات را ترویج میکرد، مجلات خارجی مرتبط را وارد میکرد و دسترسی به مواد اولیه و تجهیزات را حمایت مینمود. پروانه همچنین خواستار یک کد سانسور یکنواخت، اصلاح نظام مالیات ظرفیت، واردات محدود فیلمهای خوب خارجی، جوایز دولتی، مجازات برای سرقت ادبی، ارز خارجی برای هیئتها، کاهش فیلمهای سیاهوسفید، افزایش فیلمهای رنگی اردو، تبادل بین ستارگان، کارگردانان و تهیهکنندگان در دو بخش کشور و پاداش مناسب برای نویسندگان داستان است.
او به نوشتن بازمیگردد: داستان، میگوید، «هسته موفقیت یک فیلم است.»

طرح مدادی از اکبر جمال پیش از مقاله اصلاحی پروانه ظاهر میشود. زیرنویس میگوید «دیدگاه یک هنرمند.»
بازیگران نقشهای دیگر میخواهند
شبنم میگوید نقشهای چالشبرانگیز میخواهد و از «فرمول خستهکننده» خسته شده است. رازیه و علی اعجاز شکایت مشابهی در پروفایل صلاحالدین ناصیک با عنوان «چیزی رایج اما....» دارند.
رازیه ده سال تلاش کرد تا بخشی از فیلمهای اردو و پنجابی شود. او به عنوان بازیگر کمدی شناخته میشد، اما مقاله میگوید او «هیچ وابستگی به چنین شخصیتهایی ندارد.» او نقشهای جدی و تراژیک میخواهد. او پذیرش اولیه کمدی را «اشتباهی» مینامد. پروفایل میگوید بیش از ۴۰ فیلم در دست دارد و ۹۵ درصد برداشتهایش در اولین برداشت کامل میشود.
علی اعجاز از طریق تئاتر و تلویزیون وارد فیلم شد. او هم نقشهای جدی میخواست. تهیهکنندگان او را به کمدی بازمیگرداندند. پروفایل میگوید رازیه و علی اعجاز «اشتیاقی برای نقشهای جدی و تراژیک» دارند، اما نمیتوانند از نقشهای تعیینشده فرار کنند.

پروفایل صلاحالدین ناصیک رازیه را به عنوان بازیگری که به خاطر کمدی شناخته شده اما به دنبال نقشهای جدی و تراژیک است، معرفی میکند. صفحه شامل ادعایی است که ۹۵ درصد برداشتهای او در اولین برداشت کامل شدهاند.

مجله رازیه و علی اعجاز را به عنوان بازیگرانی معرفی میکند که توسط انتظارات بازار محدود شدهاند. هر دو نقشهای جدی میخواستند، اما تهیهکنندگان آنها را به نقشهای تثبیتشده بازمیگرداندند.
کمال در میان جمعیت
یک ویژگی دو صفحهای رنگی کمال را زیر عنوان «عاشق جمعیت مردم ساده» معرفی میکند. متن میگوید کمال در همه جای دنیای فیلم حضور دارد. او ابتدا بازیگر بود، سپس قهرمان، تهیهکننده، نویسنده و کارگردان شد. اضافه میکند که در آینده نزدیک ممکن است روزنامهنگار هم شود.
ویژگی تصویر عمومی او را حول دسترسی میسازد. میگوید نام، ثروت و شهرت او را تغییر ندادهاند. او «جمعیت مردم اطرافش» را دوست دارد. از غریبهها دوری نمیکند. اگر در استودیو باشد، برنامه آیندهاش را میریزد. اگر بیرون استودیو باشد، با بستگان میماند و از همراهی دوستان و طرفداران لذت میبرد.
مقاله همچنین میگوید کمال از تبلیغات خجالت نمیکشد. او از معاشرت با خبرنگاران لذت میبرد و آنها را در افتتاحیههای فیلم، نمایشهای نخست و تولدها به یاد میآورد. عکسها او را با خانواده، با یک کودک، در حال گرفتن دوربین و نشسته برای پرتره نشان میدهند. شگیر نقوی برای شفافیتهای رنگی اعتبار دارد.

ویژگی کمال او را به عنوان بازیگر، قهرمان، تهیهکننده، نویسنده، کارگردان و احتمالاً روزنامهنگار آینده معرفی میکند. متن میگوید او جمعیت را دوست دارد، از غریبهها دوری نمیکند و ارتباط نزدیکی با خبرنگاران دارد.
آرزوهای یاسمین خان
ویژگی یاسمین خان با عنوان «ترکیب عجیب آرزوهای جدید و قدیمی» آغاز میشود. با رقص شروع میشود. رقص اولین عشق او بود. او از رقصنده و طراح رقص حمید چودری درس گرفت. مقاله میگوید رقص برای او «شیوهای از زندگی» شده بود، اما وقتی شروع به کار در فیلمها کرد، مجبور شد آن را کنار بگذارد.
ویژگی میگوید یاسمین خان امیدوار بود به یک هنرمند بزرگ تبدیل شود و «نقش فوقالعادهای» میخواست که استعدادش را به عنوان بازیگر نشان دهد. نام یوسف خان-شر بانو را به عنوان اولین فیلم پشتوی او ذکر میکند و میگوید فیلم «با مردم ارتباط برقرار کرد.» در زمان انتشار شماره، او ۸ تا ۱۰ فیلم در کارنامه داشت.
او در نقشهای اصلی در فیلم دل والے ابراهیم نفیس و فیلم رنگی جہاں برف گرتی ہے نظیر حسین بازی میکرد. مقاله میگوید او بخش بزرگی از موفقیت خود را مدیون تهیهکننده-کارگردان نظیر حسین میداند که او را در نقش اصلی انتخاب کرد. جمله آخر عنوان پروفایل را میدهد: «آرزوهای جدید جایگزین آرزوهای قدیمی شدهاند.»

پروفایل یاسمین خان رقص را عشق اول او توصیف میکند و سپس به حرکت او به سمت فیلم میپردازد. نامهای یوسف خان-شر بانو، دل والے و جہاں برف گرتی ہے را ذکر میکند.
تولیدات کراچی
حتی با وجود مسدود شدن اکرانها، تولید ادامه داشت. صفحات کراچی فهرستی از فیلمها، استودیوها، صحنهها و پرسنل را ارائه میدهند.

"کراچی اسپاتلائٹ" نشان میدهد که اقتصاد استودیو هنوز فعال است. جہاں برف گرتی ہے خیابان مری را در سالن استودیوهای ایسترن ساخت در حالی که تولیدات دیگر در شاهید پروداکشنز، گلدن موویز و مدار استودیوهای کراچی در جریان بودند.
جہاں برف گرتی ہے
در استودیوهای ایسترن، کارگردان-فیلمبردار نظیر حسین بزرگترین سالن را برای جہاں برف گرتی ہے، فیلم رنگی تحت بنر ویژن پیکچرز، در اختیار گرفت. گزارش میگوید یک خیابان مری در داخل استودیو ساخته شده بود، شامل یک متل، یک مغازه پارچه قدیمی، یک آرایشگاه و جزئیات دیگر خیابان. برای صحنه به برف نیاز بود. مجله اشاره میکند که شاید بیشترین تعداد چراغها برای فیلمبرداری فراهم شده بود. بازیگران شامل بدر منیر و یاسمین خان، به همراه حنیف، شباز، سکندر، فریده انجم، حسن پاشا، شهناز درانی، نیرا لا، چاکوری، فضل محمود، افضل ستی، گرینگو، لادو و نغت سلطانہ بودند. موسیقی توسط لال محمد اقبال ساخته شده بود. اشعار توسط کیف رضوانی، مسرور انور و شبی فاروقی سروده شده بود.
تم سا نہیں دیکھا
کارگردانی شده توسط یوسف نصر برای شاهید پروداکشنز، تم سا نہیں دیکھا زوج ناظم و سانگیتا را به نمایش گذاشت. بازیگران شامل کمال ایرانی، معین اختر و تازهوارد نازیا بودند. آهنگها توسط یونس همدم و امیر احمد ساخته شده بود. سعید رضوی فیلمبردار بود.
بوی فرند
تولید شده توسط رابرت مالک و کارگردانی جمیل میرزا برای گلدن موویز، بوی فرند با بازی کمال و روزینا بود. بازیگران شامل محمود علی، ظہور، آزاد، سانتوش راسل و چارلی بودند. داستان توسط دانش دروی نوشته شده، موسیقی توسط ظفر-ویکتور ساخته شده و اشعار توسط کیف رضوانی سروده شده بود.
شہر اور سائے
ضیاء سرہدی کارگردان فیلم شہر اور سائے بود، یک تولید رنگی از گلوسیل موشن پیکچرز. در این فیلم غزالہ رفیق و تازهوارد آفتاب منگی بازی کردند. موسیقی توسط دیبو ساخته شده بود. گروه فیلمبرداری برنامهریزی کرده بود که لوکیشن را در ایران ضبط کند.
چالتی کا نام گاڑی
به کارگردانی اقبال مفتی، چلتی کا نام گاڑی یک کمدی تمامقد بود با ترنم، اقبال یوسف، نیرا لا، فیضی، سکندر، فومی مینوالا، انیلا نفیس، فریده انجم و ساقی. حمایت علی شیر شعرها را نوشت. دبو موسیقی را ساخت. گ. م. سورتی عکاسی را بر عهده داشت.
میترا شال میلن و بادل
فهرست تولیدات سندی شامل میترا شال میلن اثر آ. ح. صدیقی، که به عنوان اولین فیلم سندی او توصیف شده، و بادل اثر گ. ح. صدیقی بود. میترا شال میلن شامل مشتاق چنگزی و عشرت بود، با قربان جیلانی، کیران، مالک، انوکھا، کامران بھٹی، چاکوری و رقصندگان گودو، نیشی و شاهین.
دل والی، هم نے جینا سیکھ لیا، دل بھی تیرا ہم بھی تیرے
ابراهیم نفیس یک هفته فیلمبرداری برای دل والی، اولین کارگردانی خود، با بدر منیر و یاسمین خان در نقشهای اصلی به پایان رساند. آقا نظیر کاویش هم نے جینا سیکھ لیا را کارگردانی کرد که شامل یک صحنه مبارزه بین بدر منیر و رشید بود. دل بھی تیرا ہم بھی تیرے به کارگردانی طاهر باخیر با بازی عالیه، شاکر، ترانه، سلطان راهی و معین اختر بود. موسیقی توسط نظر شلی ساخته شد و رونا لیلا یک آهنگ را در استودیوهای مدرن ضبط کرد.

این صفحه کراچی فیلمهای رنگی، سینمای سندی، فیلمهای اکشن و کارهای لوکیشن را ثبت میکند. شهر و سایه برنامهریزی فیلمبرداری در ایران داشت، در حالی که میترا شال میلن و دل والی تولیدات منطقهای و اکشن را فعال نشان میدهند.
تولیدات لاهور
صفحات لاهور درامهای پرآوازه، رمانهای تاریخی، فیلمهای رنگی پنجابی و گروههای بزرگ ستارهها را فهرست میکنند.

صفحه «لایۀ اسپاتلایت» تهذیب، سائمی، پرچین و دیگر تولیدات را گرد هم میآورد. لاهور همچنان شلوغ است چون مجله گزارش میدهد که در سایر مناطق مسیرهای اکران مسدود شدهاند.
تهذیب
به کارگردانی و تهیهکنندگی مشترک حسن طارق برای تهیهکننده صفدر مسعود، تهذیب توسط ابراهیم جلیس نوشته شده بود و دیالوگها توسط آقا حسن امتیسال بود. مجله آن را طنزی بر آداب و رسوم غربی نامناسب مدرن توصیف میکند. بازیگران شامل رانی، عالیه، زاهد خان، اسلم پرویز، نصیرا، تمنا، شاهد، رنگیلا، لهری و صبیحه بودند.
سائمی
اقتباس شده از رمان همیده جبین با همین نام، سائمی به کارگردانی فرید احمد بود. شمیم آرا در مقابل ندیم بازی کرد که سبیل او به طور خاص ذکر شده است. آهنگها و دیالوگها توسط مسرور انور و نقی مصطفی بودند. نشاد موسیقی را ساخت.
تانسن
ارائه شده توسط اعجاز و مسعود، تانسن به کارگردانی مسعود پرویز و با بازی اعجاز و شبنم بود. یک آهنگ توسط مهدی حسن اجرا شد. خورشید انور موسیقی را ساخت و قتیل شفاعی شعرها را نوشت.
پرچین
به کارگردانی لقمان و تهیهکنندگی لقمان و جاوید، پرچین یک صحنه مهم دادگاه را به پایان رسانده بود. بازیگران شامل زبا، محمد علی، کمال ایرانی، منور سعید، نظیر زینگام، مصطفی قریشی، ارشاد علی، روشن، زینت، ناگو، نجما نیاز و نادیا بودند. دکتر انور سجاد فیلمنامه را نوشت.
آن جوانان دی و آنگارے
آن جوانان دی، یک فیلم رنگی پنجابی، با اجرای مراسم توسط سانتوش کومار افتتاح شد. دارپن کارگردانی فیلم را بر عهده داشت. بازیگران شامل محمد علی، وحید مراد، فردوس، عالیه، رنگیلا، تلیش، قوی، نایار سلطانا، مینا چودری و خود دارپن بودند. آنگاره، تولید اسلم چودری و کارگردانی فرید احمد، در آستانه تکمیل بود. نگی مصطفی دیالوگها را نوشت. آ. حمید موسیقی را ساخت. ندیم با شمیم آرا ظاهر شد.
پونو دی ساسی، پوتار پنج درویان دا، خون دا بدل خون
پنجاب پیکچرز پونو دی ساسی را با بازی ایجاز و سانگیتا تحت کارگردانی مسعود پرویز و موسیقی آ. حمید منتشر کرد. در پوتار پنج درویان دا اکبر رضوی، سودیر از خستگی بیهوش شد در حالی که تلاش میکرد برنامهاش را قبل از رفتن به بانکوک کامل کند. در خون دا بدل خون م. ج. رانا، یک صحنه مبارزه با دو سگ واقعی متعلق به بازیگران اقبال حسن و یوسف خان اجرا شد.

صفحات تولید لاهور به سینمای رنگی پنجابی و نمایشهای آن میپردازند. گزارش «خون دا بدل خون» شامل یک صحنه مبارزه با استفاده از دو سگ واقعی متعلق به بازیگران یوسف خان و اقبال حسن است.
عکسهای تولید
صفحات ۳۲ و ۳۳ دوربینها، مراسم افتتاحیه، کارگردانانی که به بازیگران دستور میدهند و صحنههایی که در حال کار هستند را نشان میدهند.
کمال «با ایدههای جدید» هنگام تولید تصویر و خر ظاهر میشود. زیرنویس میگوید شاید «خر» حذف شده باشد، اما روزینا و نیشو در تصویر دیده میشوند. کارگردان باتجربه پرویز ملک در حال دادن دستور به شبنم هنگام فیلمبرداری لوکیشن آپ دیکها لے چاہو است. ابراهیم نفیس «روشنایی بر نکتهای» برای تنویر و ارسله در دلوالی میاندازد.
عکس دیگری مراسم افتتاحیه فیلم رنگی ریکشاوالا را با حضور عطاالله شاه هاشمی به عنوان مهمان ویژه نشان میدهد. زیرنویس نامهای آقا اختر، تهیهکننده م. ا. یزدانی، کارگردان اکبر بنگلوری، نظیم و خواننده رجب علی را ذکر میکند. اقبال میرزا در حال راهاندازی پوکار دیده میشود، همراه با شاعر احسان دانش، ندیم قاسمی و جمال. کارگردان س. ا. بخاری در حال نگاه کردن از پشت دوربین هنگام فیلمبرداری فضای باز پوتار پنج درویان دا اثر اکبر حسین رضوی است. زیرنویس دیگری صحنه آنگاره را معرفی میکند و ماجد کریم از آگفا، پرویز ملک، تهیهکننده حاضر اسلم چودری، جاوید و کارگردان فرید احمد را نام میبرد.

صفحات عکسهای تولید مراسم افتتاحیه، کارگردانانی که به بازیگران دستور میدهند، کار با دوربین، فیلمبرداری در فضای باز و صحنههای فیلمهایی مانند تصویر و خر، دلوالی، ریکشاوالا، پوکار، پوتار پنج درویان دا و آنگاره را نشان میدهند.
میز اطلاعات، اکتبر ۱۹۷۱
«میز اطلاعات» به خوانندگان قد، آدرس، نامهای واقعی، تحصیلات، سرگرمیها، تعداد آهنگها، فهرست فیلمها، توافقات تجاری و مناطق اکران را ارائه میدهد.
ایران و ترکیه: مجله میگوید فیلمهای پاکستانی در ایران و ترکیه اکران نمیشوند زیرا توافق تجاری وجود ندارد. همچنین اضافه میکند که جین باند ۰۰۸ عملیات کراچی اخیراً به عنوان یک همکاری مشترک پاکستان و ایران در پاکستان منتشر شده است.
رشما: مجله میگوید اطلاعاتی درباره تحصیلات و آدرس دائمی او ندارد. به خواننده توصیه میکند که به آدرس Broadcasting House، رادیو پاکستان، کراچی نامه بنویسد.

بخش «میز اطلاعات» حقایق مربوط به سلبریتیها را به عنوان خدمات خوانندگان ارائه میدهد: قد، آدرسها، نامهای واقعی، تحصیلات، سرگرمیها، تعداد آهنگها، فیلمهای در حال تولید و اطلاعات تجاری درباره ایران و ترکیه.
سرقت، حادثه، نجات
راضیه از سرقت منزل جان سالم به در برد. مجله میگوید مهاجمان او را با طناب بستند، دهانش را با دستمال بستند، روی صندلیهای غذاخوری نشستند، قهوه نوشیدند، مرغ کبابی خوردند، جواهراتش را برداشتند و با ماشینش فرار کردند. راننده و یک خدمتکار دیگر نیز ربوده شدند. مظنونان بعداً در آزاد کشمیر دستگیر شدند.
مورد دیگری گزارش میدهد که محمد علی، زبا و نویسنده-کارگردان ریاض شاهد به قربانیان حادثه اتوبوس در نزدیکی ترت، بین مری و راولپندی کمک کردند. یک اتوبوس پس از لغزش از جاده به دره سقوط کرده بود. این سه نفر به پلیس در خارج کردن مسافران مجروح کمک کردند. محمد علی جمعیت را به خاطر تماشا کردن به جای انتقال مجروحان سرزنش کرد. جمله نقلشده او شدید است: «من بدنهای انسانی غرق در خون را دیدم و امشب نمیتوانیم بخوابیم.»
بیما، آمان و بنگلا دیش
گزارشی با عنوان «بنرهای نامناسب توقیف شد» میگوید پلیس نولاخا بیش از ۵۰ بنر «فحشآمیز و نیمهعریان» که در سینماها و اماکن عمومی نصب شده بودند را ضبط کرده است. این بنرها فیلم بیما را تبلیغ میکردند. پروندههایی علیه هفت سینمای برجسته تشکیل شد و مواد به هیئت مرکزی سانسور فیلم ارسال گردید.
بخش «تالار خوانندگان» شکایت دیگری از سانسور را منتشر میکند. وقار احمد خان از ملتانی ممنوعیت فیلم آمان به کارگردانی ریاض شاهد، فیلمی درباره مبارزه کشمیریها، را اعتراض میکند. او استدلال میکند که فیلمهای قبلی شاهد، از جمله زرقا و غرناطه، باعث افتخار پاکستان شدهاند و میهنپرستی او نباید سرکوب شود.
نامه او سپس به هند میپردازد. او میگوید هند فیلمی به نام بنگلا دیش ساخته که آن را توهینی به پاکستان توصیف میکند. استدلالش به صورت پاسخ است: هند بنگلا دیش میسازد؛ پاکستان باید آمان را منتشر کند. در همین حال، دولت در حال سانسور، ممنوعیت و توقیف است.
فیلم، جوراب، موم
صفحه ۲ یک آگهی تجاری تمامصفحه برای فیلمهای سینمایی چینی یانگتسه ریور دارد. این آگهی فیلمهای سیاهوسفید ۳۵ میلیمتری و ۱۶ میلیمتری، شامل فیلم منفی، مثبت و ضبط صدا را ارائه میدهد. نماینده انحصاری آن Progressive Traders در کراچی است.

آگهی فیلم سیاهوسفید یانگتسه ریور.
مکس فاکتور لوسیون پاککننده ساتین فلو را تحت عنوان «ظاهر امروز» تبلیغ میکند. متن هشدار میدهد که استفاده طولانیمدت از آرایش باعث بزرگ شدن منافذ پوست میشود و پاک کردن آن «چروکها را ایجاد میکند.»
کنسول جورابهای مردانه ۱۰۰ درصد نایلونی را با شعار «با من کنسول شو...» تبلیغ میکند. آدرس نمایندگی در میشنپارا، نارایانگانج، پاکستان شرقی است.

تبلیغ مکس فاکتور ساتین فلو لوسیون پاککننده را با زبان منافذ، چین و چروک و پاک کردن آرایش مدرن میفروشد.
واکس اپیلاتور سرد سوهی، تولید شده توسط بیوتیشیا در کراچی، با سوال «آیا موهای زائد مشکل شماست؟» آغاز میشود. متن موهای ناخواسته را به غدد، بلوغ، تمایلات ارثی، قرار گرفتن در معرض آفتاب و مدهای مدرن که پوست بیشتری نسبت به «روزهای مادربزرگ ما» نشان میدهند، مرتبط میکند. هشدار میدهد که از قرصها و درمانهای هورمونی پرهیز شود و سپس واکس سرد را به عنوان روشی تمیز، ایمن، اقتصادی و محلی تبلیغ میکند.

تبلیغ واکس اپیلاتور سرد سوهی موهای بدن زنان را به غدد، بلوغ، وراثت، مد، پزشکی و تولید محلی مرتبط میکند. این تبلیغ کنار نکات برجسته شماره قرار دارد.
کولوول شماره را با تبلیغی درخشان زرد رنگ در پشت جلد برای «پشم خالص ۴ لایه» و لباسهای بافتنی مرتبط تحت شعار «همه جا لباس بافتنی است» به پایان میرساند.

جلد پشتی کولوول با استفاده از تایپوگرافی مدرن، زمینه زرد و مدلهای جوان، لباسهای بافتنی را به عنوان مد شهری میفروشد.
مرکز صفحه روزینا
این شماره اقدام پلیس علیه «بنرهای مبتذل و نیمهعریان» را گزارش میدهد و همچنین مرکز صفحه تمام رنگی روزینا را چاپ میکند.

مرکز صفحه روزینا در شمارهای ظاهر میشود که همچنین ضبط بنرهای سینمایی مبتذل توسط پلیس را گزارش میدهد. زیرنویس آن خطاب به «مخاطب گرسنه جنسی» است.
زیرنویس میگوید روزینا «به دنبال یک فرصت واقعی است.» سپس اضافه میکند: «او تمام انحناها و شور و شوق لازم برای مخاطب گرسنه جنسی را دارد.»
این شماره ضبط بنرهای نیمهعریان توسط پلیس را گزارش میدهد و سپس مرکز صفحه خود را برای «مخاطب گرسنه جنسی» چاپ میکند.
خلاصه پزشکی قانونی: اکتبر ۱۹۷۱
استودیوهای بال شرقی کار خود را متوقف کرده بودند. میرزا شاهی با خانوادهاش به لاهور آمده بود. جلیل افغانی نیز از بال شرقی آمده بود. انتظار میرفت رشمان به طور دائم به لاهور بیاید. احتشام در گلبرگ اقامت گرفته و «هیچ قصدی برای بازگشت ندارد.»
پروفایل شبنم شامل پاکستان شرقی، کراچی، لاهور، اردو، ازدواج، احترام اتاق نشیمن، نقشهای فرمولی و قضاوت مخاطب است. هیر رانجه بدون فرم لازم برای نمایش به مسکو رسید. سیلان ستارگان پاکستانی را گرم استقبال کرد اما به نبود رنگ انتقاد داشت. حدود ۳۰ فیلم در انتظار اکران بودند. بیش از ۷۰ درصد فیلمهایی که تاریخ اعلام شده داشتند ممکن است کنار گذاشته شوند.
این شماره هزینه طولانیترین آهنگ نور جهان، آدرس PECHS شبنم، نتیجه دیپلم سانگیتا، دادههای تحصیلی مفقود شده رشما، نمایندگی جوراب نارایانگانج و نصب تهویه مطبوع در اتاق نشیمن شبنم و رابین گوش را ارائه میدهد.
ستهای کراچی هنوز در حال ساخت بودند. فیلمهای لاهور هنوز در حال اکران بودند. سانسورها در حال ضبط بنرها بودند. خوانندگان درباره قد، حقوق، آدرس و تحصیلات بازیگران سوال میکردند. گزارش شده استودیوهای بال شرقی متوقف شدهاند.
آرشیو دیجیتال کامل فیلم شرقی توسط خجستان نگهداری میشود و مجموعههای فیزیکی آن در مرکز کیسلاک دانشگاه پنسیلوانیا و لیدی مارگارت هال دانشگاه آکسفورد قرار دارند.