Archive Forensics: Eastern Film (October 1971): "A Cinema in Denial"

آرشیو جرم‌شناسی: فیلم شرقی (اکتبر ۱۹۷۱): «سینمایی در انکار»

توسط Khajistan Cultural Desk

بررسی‌های آرشیوی: بخشی از یک مجموعه در حال انجام

در بررسی‌های آرشیوی، یک مجله را از آرشیو دیجیتال خجستان بیرون می‌کشیم و با دقت می‌خوانیم. این هفته: شماره اکتبر ۱۹۷۱ فیلم شرقی، منتشر شده از کراچی توسط استودیوهای فیلم شرقی محدود.

به تاریخ نگاه کنید. بنگلادش قبلاً استقلال خود را اعلام کرده بود، اما پاکستان هنوز در داکا تسلیم نشده بود. کشور در زمان واقعی در حال تقسیم به دو بخش بود و این مجله تقریباً هیچ چیز مستقیمی درباره جنگ نگفت. با این حال، فروپاشی را از طریق مشکلات صنعت فیلم پاکستان و تهدیدات لجستیکی برای حیات چاپ خود در آن زمان ثبت کرد.

دانلود نسخه دیجیتال


برگه حقایق آرشیوی برای این شماره

فراداده تولید

مجله فیلم شرقی
شماره اکتبر ۱۹۷۱، جلد سیزدهم، شماره دوم-سوم (شماره دوگانه)
منتشر شده از B-16، S.I.T.E.، جاده منگھوپیر، کراچی-۱۶
تلفن ۲۹۱۳۸۸ و ۲۹۱۳۸۹
ناشر خدا بخش بلوچ برای استودیوهای فیلم شرقی محدود
چاپگر یعقوب علی وی. کاسمی برای صنایع بسته‌بندی زین، S.I.T.E.، کراچی
سردبیر موقت و. ا. زیدی
عکاس کارکنان صغیر نقوی
خبرنگار لاہور صلاح‌الدین ناصق

خرده‌فروشی و توزیع

پاکستان غربی ۱.۵۰ روپیه
پاکستان شرقی ۱.۵۰ روپیه (هزینه پست هوایی: ۰.۲۵ روپیه)
خارجی ۱.۶۰ روپیه
نمایندگان کسب‌وکار در لاہور و داکا فهرست شده‌اند

مسدودیت‌های فیلم

فیلم‌های منتظر اکران حدود ۳۰
مدار تحت تأثیر پنجاب-فرانتیر
تاریخ‌های اعلام شده لغو شدند بیش از ۷۰ درصد فیلم‌های اعلام شده
دلیل ذکر شده پس از بازگشت سیستم قدیم و لغو مالیات ظرفیت، هیچ سالن نمایشی باقی نمانده است
وضعیت استودیو در لاہور چند فیلمبرداری در حال اجرا؛ بیش از ۳۰ فیلم ساخته شده و منتظر، بسیاری از آنها از سانسور عبور کرده‌اند

مهاجرت کسب‌وکار نمایش بال شرقی به پاکستان غربی

استودیوهای بال شرقی گزارش شده تعلیق شده است
مرزا شاهی با خانواده از پاکستان شرقی به لاہور آمد
جلیل افغانی از بال شرقی رسید
رشمن انتظار می‌رود به طور دائم به لاہور نقل مکان کند
احتشام خانه‌ای در گلبرگ گرفت؛ «نیت بازگشت ندارد»

سانسور

بنرهای تبلیغاتی توقیف شدند بیش از ۵۰
فیلم به دلیل مبتذل بودن توقیف شد بیمه
سینماهایی که با پرونده مواجه‌اند هفت سینمای برجسته (حوزه پلیس: نعلخا)
مواد سانسور شده ارسال شد به هیئت مرکزی سانسور فیلم
اعتراض خوانندگان ممنوعیت امان ریاض شاهید
فیلم هندی به عنوان تبلیغات معرفی شد بنگلادش

شکست جشنواره و صادرات

ورود رسمی در مسکو هیر رانجھا
مشکل نسخه انگلیسی یا زیرنویس ندارد
مسئله مهلت چاپ باید تا هفته دوم ماه مه در مسکو می‌رسید؛ دولت به تولیدکنندگان در ۲۱ مه اطلاع داد
هیئت شامل بود اعجاز درانی، فردوس، مسعود پرویز، ریاض گل و یک مقام ارشد دولتی

داده‌های تجاری و سلبریتی

محمد علی قد: ۶ فوت؛ آدرس: گلبرگ، لاہور.
ندیم قد: ۵ فوت و ۱۰ اینچ. در حال تولید: ساعمی، انگری، محبت اور مہنگا سال، میلی کی پٹلی.
رنگیلا قد: ۵ فوت و ۴ اینچ.
شبنم آدرس: ۲۲۵/I-Q، بلوک ۲، PECHS، کراچی.
سانگیتا دیپلم، ممتاز؛ کتاب و مجله بی‌وقفه می‌خواند.
شمیم آرا بالاترین دستمزد بازیگر زن در پاکستان.
نور جهان بیش از ۱۰۰۰ ترانه ثبت شده. حق‌الزحمه استاندارد ترانه: ۲۵۰۰ روپیه (۳.۲۵ دقیقه). حق‌الزحمه ترانه بلند: ۵۰۰۰ روپیه. در راه: انگری، انعام اور گدھا، پیندو، مجھے دا شیر.
مهدی حسن بیش از ۱۰۰ ترانه ثبت شده.
فیلم خام فیلم سیاه‌وسفید ۳۵ میلی‌متری/۱۶ میلی‌متری رودخانه یانگ‌تسه (نگاتیو، پوزیتیو، ضبط صدا). نماینده: Progressive Traders.
کالاهای مصرفی جوراب کنسول (نارایانگانج)، موم اپیلاسیون سرد سوهنی (کراچی)، ماکس فاکتور ساتین فلو، لباس‌های بافتنی کول‌وول.

شبنم روی جلد فیلم شرقی، اکتبر ۱۹۷۱

شبنم روی جلد اکتبر ۱۹۷۱، عکس رنگی از صغیر نقوی. جلد او را به عنوان ستاره ملی معرفی می‌کند. در داخل، او «این زیبای پاکستان شرقی» است که با آمدن به کراچی و لاهور موفق شده است.


شماره‌های گمشده

چاپ مجله دچار مشکلاتی شده است. این را از خوانندگان خود می‌فهمید. سمر حیدر از کراچی می‌نویسد چرا فیلم شرقی مرتباً از دکه‌های روزنامه ناپدید می‌شود. او می‌خواهد مجله به موقع منتشر شود. همچنین خواستار چاپ بهتر، به‌ویژه صفحات رنگی است.

ویراستاران کمبود کاغذ روزنامه را مقصر می‌دانند. کشور با کمبود کاغذ مواجه است و مطبوعات فیلم با مشکلات جدی روبرو هستند. همان انجمن شکایاتی درباره سانسور و «تصویر ملی» دارد.

صفحه انجمن خوانندگان فیلم شرقی، اکتبر ۱۹۷۱

صفحه انجمن خوانندگان درباره شماره‌های گمشده، کمبود کاغذ روزنامه و شکایات خوانندگان.


اخبار ماهانه

صفحات «اخبار ماه» بدون توقف جابه‌جا می‌شوند. بازیگر ترانه «اکنون آزاد» است، در دادگاه تبرئه شده. یاسمین شوکت به عنوان خواننده پخش صدا شروع به کار کرده. منصور هیدری در حال برنامه‌ریزی فیلمی درباره رشید مینهس، افسر خلبانی که دولت تازه او را به شهید تبدیل کرده بود، است. آگفا-گواررت در المپیاد حضور دارد. مهدی حسن به عمره می‌رود. آهنگساز هندی جایکیشان درگذشته است.

دادگاه‌ها، خاطرات جنگ، موسیقی، دین، اخبار خارجی. همه در یک صفحه، همه با یک لحن یکنواخت. هیچ چیز اجازه ندارد حس بحران بدهد.

صفحه اخبار ماه فیلم شرقی، اکتبر ۱۹۷۱

صفحه «اخبار ماه» شکست جشنواره مسکو، تبرئه ترانه، آغاز کار یاسمین شوکت به عنوان خواننده پخش صدا و فیلم برنامه‌ریزی شده منصور هیدری درباره رشید مینهس را گزارش می‌دهد.


توقف استودیوهای بال شرقی

اینجا جنگ بالاخره ظاهر می‌شود، در قالب اخبار صنعتی.

در «تماس لاهور»، صلاح‌الدین ناصق گزارش می‌دهد که کمدین میرزا شاهی به همراه خانواده‌اش از پاکستان شرقی آمده است. او قصد دارد حدود چهار ماه بماند، شاید برای همیشه. دلیلش در یک جمله خلاصه می‌شود: کار در استودیوهای بال شرقی متوقف شده، پس جایی برای رفتن نداشت.

سپس فهرست بزرگ‌تر می‌شود. بازیگر نقش‌های مکمل جلیل افغانی از بال شرقی رسیده است. انتظار می‌رود رشمن برای همیشه در لاهور مستقر شود. تهیه‌کننده-کارگردان احتشام خانه‌ای در گلبرگ خریده و «هیچ قصدی برای بازگشت ندارد.»

مردم از منطقه جنگی فرار می‌کنند. مجله آن را مانند یادداشت انتخاب بازیگر می‌نویسد.

صفحه Lahore Calling از مجله Eastern Film، اکتبر ۱۹۷۱

این صفحه گزارش می‌دهد که هنرمندان بال شرقی به لاهور می‌رسند، فیلم‌هایی منتظر اکران هستند، اقدامات سانسور علیه بنرهای سینما و برنامه‌های روز دفاع مرتبط با جنگ ۱۹۶۵.


شبنم در کراچی و لاهور

داستان روی جلد جایی است که مسئله خودش را نشان می‌دهد.

با «شبنم» شروع می‌شود و او را «هنرمندی ساده و دلنشین» می‌نامد. خط اول محل تولدش را مشخص می‌کند: «این زیبای پاکستان شرقی بانویی باوقار است.» خط بعدی می‌گوید قبل از آمدن به مراکز فیلم کراچی و لاهور ناشناخته بود.

این معامله آشکار است. او از پاکستان شرقی است. اما شهرت فقط در غرب وجود دارد. دیده شدن ملی در کراچی و لاهور است.

صفحه اول او را از طریق ظاهر و تلاش می‌فروشد. «چشمان خیره‌کننده و ظریف.» یکی از پرکارترین قهرمانان زن. موفقیت بزرگش با Akhri Station آمد. او همچنان بالا می‌رود، بهبود می‌یابد و به خود ایمان دارد. عکس‌ها او را در اتاقی تزئین شده کنار یک گلدان بزرگ، سپس در لباس سفید، مستقیم به لنز نگاه می‌کند نشان می‌دهند. صفحه زیبایی را می‌فروشد، اما متن مرتب به کار بازمی‌گردد.

صفحه دوم ما را به خانه‌اش می‌برد. یک بعدازظهر ابری، اتاق نشیمن زیبا و تزئین شده، وسایل کوچک که نویسنده آن‌ها را نشانه سلیقه خوب شبنم و همسرش رابین غوش می‌داند. هر دو عاشق موسیقی هستند. رابین از آن درآمد کسب می‌کند.

دیدار صحنه‌سازی شده و کمی نامناسب است. شبنم از گروه می‌خواهد نیم ساعت صبر کنند. آن‌ها صبر می‌کنند. چای در اتاق کناری سرو می‌شود. سپس، «رسوم تمام شد»، او ژست می‌گیرد. اتاق گرم است. نویسنده اعتراف می‌کند که احساس خفگی می‌کند. رابین قول تهویه مطبوع «در یک یا دو روز» را می‌دهد. اتاقی تزئین شده، مهمانان عرق‌ریزان، هنوز در حال به‌روزرسانی. سخت است تصویر بهتری برای کل صنعت پیدا کرد.

سپس بخش مهم می‌آید. نویسنده می‌گوید شبنم ابتدا با اردو مشکل داشت اما اکنون آن را «تقریباً بی‌نقص» صحبت می‌کند. اصل و نسب او از پاکستان شرقی در داستان پذیرفته شده است. ورود او به عنوان یک حرفه‌ای با زبان اردو سنجیده می‌شود.

پس‌زمینه را به یاد داشته باشید. پاکستان شرقی به زبان بنگالی صحبت می‌کرد. دولت فرهنگ رسمی خود را بر اساس اردو بنا کرد و مبارزه بر سر زبان، مقاومت بنگالی‌ها را برای دهه‌ها تغذیه کرده بود. این همان سلسله مراتب است که به صورت تحسین در یک مجله طرفداران چاپ شده است. شبنم می‌تواند وارد اقتصاد فیلم اردو شود. در باز است. شرایطی وجود دارد.

او هم به آرامی عقب‌نشینی می‌کند. مقاله می‌گوید او احساس می‌کرد «با نقش‌های کلیشه‌ای محدود شده» و هنوز منتظر «نقشی چالش‌برانگیز» است. او به دنبال تازگی است، نه همان فرمول خسته‌کننده تکراری. آن‌ها او را به عنوان یک ستاره ملی می‌فروشند در حالی که او می‌گوید نقش‌ها کم‌رنگ هستند.

در صفحه ۱۷ او بیشتر پیش می‌رود. می‌گوید فیلم‌های پاکستانی بهتر شده‌اند، اما هنوز راه زیادی باقی است. به مصاحبه‌کننده می‌گوید وظیفه او این است که بفهمد مخاطبان از واکنش‌های قبلی‌شان چه می‌خواهند. تماشاگران فرمولی را فقط به این دلیل که یک بار جواب داده نمی‌پذیرند. آن‌ها هر فیلم را «بر اساس شایستگی‌های خودش» قضاوت می‌کنند. مواد خوب کافی نیستند. اجزا باید با هم جور دربیایند.

پروفایل سپس سریع به زمین امن‌تر بازمی‌گردد: محبوبیت او، گرمای او نسبت به همکاران، آرزویش برای نشستن در میان تماشاگران عادی سینما و دیدن لذت بردن آن‌ها از بازی‌اش روی پرده. او می‌گوید تماشاگران بهترین داوران هستند. آن‌ها یک چیز می‌خواهند: تلاشی صادقانه برای سرگرمی خوب.

صفحه اول پروفایل شبنم در مجله Eastern Film، اکتبر ۱۹۷۱

پروفایل شبنم او را به عنوان «این زیبای شرق پاکستان» معرفی می‌کند و می‌گوید پس از آمدن به کراچی و لاهور شناخته شد.

صفحه دوم پروفایل شبنم در مجله Eastern Film، اکتبر ۱۹۷۱

مشکل اولیه شبنم با اردو و اردو «تقریباً کامل» بعدی‌اش. همچنین ناامیدی او از نقش‌های کلیشه‌ای را ثبت می‌کند.

صفحه آخر پروفایل شبنم در مجله Eastern Film، اکتبر ۱۹۷۱

شبنم درباره سلیقه مخاطب و محدودیت فرمول‌های ثابت صحبت می‌کند. او می‌گوید تماشاگران هر فیلم را «بر اساس شایستگی‌های خودش» قضاوت می‌کنند.


جنگی که می‌تواند به یاد بیاورد

این شماره دقیقاً می‌داند چگونه درباره جنگ بنویسد. فقط نه درباره جنگی که در حال وقوع است.

برای سال ۱۹۶۵ واژگان کاری کاملی دارد: سربازان، بیوه‌ها، فداکاری، ترانه‌های ملی، دشمن، روحیه، میراث. انجمن روزنامه‌نگاران فیلم پاکستان برنامه‌ای برای روز دفاع در ۲۳ سپتامبر در تالار WAPDA در لاهور با حضور ژنرال بختیار رانا به عنوان مهمان ویژه دارد. حدود ۲۵ بیوه شهدا و بیش از ۵۰ سرباز معلول جنگ ۱۹۶۵ قرار است تجلیل شوند.

مرگ نسیم بگم در همان خاطره جای می‌گیرد. او در ۲۹ سپتامبر در لاهور پس از بیماری کوتاه درگذشت. استودیوها به احترام تعطیل شدند. او در بمبئی به دنیا آمد، در جوانی به پاکستان آمد و در خوانندگی فیلم نامی برای خود ساخت، با حدود ۳۰۰ ترانه از جمله «ای راه حق شهیدان».

ادای احترامی به مهدی حسن و نور جهان به سپتامبر ۱۹۶۵ بازمی‌گردد، زمانی که «دشمن بزدل» با «نقشه‌های شوم» آمد. از ترانه‌های ملی که روحیه را بالا بردند تمجید می‌کند و وعده می‌دهد که این ترانه‌ها از پدر به پسر منتقل خواهند شد.

ترانه‌های جنگی نور جهان تا آن زمان مالکیت ملی شده بودند. مطبوعات فیلم همان سناریو را تکرار می‌کنند: خوانندگان به عنوان سربازان دولت، فرهنگ فیلم به عنوان کار تقویت روحیه.

و سال ۱۹۷۱؟ به صورت جانبی نشت می‌کند. استودیوهای بال شرقی معلق. هنرمندانی که به عنوان پناهنده می‌رسند. فیلم هندی به نام بنگلادش. فیلم ممنوعه پاکستانی درباره کشمیر. جنگ قدیمی مراسم دارد. جنگ جدید یادداشت‌های پاورقی.

صفحه‌ای با مقاله اصلاحات م. ا. پروانه و یادنامه نسیم بیگم

مقاله اصلاحات م. ا. پروانه در کنار یادنامه نسیم بیگم منتشر شده است. اصلاحات فیلم و یاد جنگ ۱۹۶۵ صفحه را به اشتراک گذاشته‌اند.

ادای احترام به مهدی حسن و نور جهان در فیلم شرقی، اکتبر ۱۹۷۱

ادای احترام به جنگ ۱۹۶۵ از طریق آهنگ‌های ملی، روحیه و میراث را به یاد می‌آورد. مهدی حسن و نور جهان به عنوان صداهای وطن‌پرست ظاهر می‌شوند.


دستمزد نور جهان

نور جهان دو بار در این شماره ظاهر می‌شود: یک بار به عنوان صدای ملت، یک بار به عنوان یک هنرمند با نرخ دستمزد. زیر عنوان «دستمزدهای بالا»، مجله گزارش می‌دهد که دستمزد استاندارد او برای یک آهنگ سه دقیقه و ربع، ۲۵۰۰ روپیه است. هر چیزی طولانی‌تر اکنون ۵۰۰۰ روپیه هزینه دارد. وطن‌پرستی بی‌قیمت است. آهنگ‌ها نیستند.


مسکو بدون زیرنویس

این شرم‌آورترین داستان شماره است و مجله به آن واقف است.

مقدمه سردبیر می‌گوید جشنواره مسکو بار دیگر ثابت کرد که صنعت به کمک واقعی و فوری دولت نیاز دارد. تقریباً ۷۰ کشور حضور داشتند. جشنواره‌ها جایی هستند که یک کشور فیلم‌هایش را در خارج می‌فروشد: بازارهای خارجی، درآمد صادراتی، شناخته شدن هنرمندانش.

ورود رسمی پاکستان فیلم هیر رانجه بود. هیئت نمایندگی شامل بازیگر-تهیه‌کننده اعجاز درانی، بازیگر فردوس، کارگردان مسعود پرویز، ریاض گل و یک مقام ارشد دولتی بود. فیلم هرگز نمایش داده نشد. هیچ‌کس نسخه انگلیسی نیاورد. هیچ‌کس زیرنویس نیاورد.

وضع بدتر می‌شود. نسخه چاپی قرار بود تا هفته دوم ماه مه به مسکو برسد. دولت ابتدا در ۲۱ مه به انجمن تهیه‌کنندگان فیلم اطلاع داد. مهلت قبلاً تمام شده بود قبل از اینکه کسی در صنعت از آن مطلع شود. مجله می‌گوید هیئت نمایندگی به نظر می‌رسید از قوانین جشنواره بی‌خبر بود.

اعجاز درانی به لاهور بازگشت و کنفرانس خبری برگزار کرد. او برنامه‌ریزی ضعیف بین دولت و صنعت را مقصر دانست و به وزارتخانه‌های اطلاعات و امور خارجه اشاره کرد که درگیر تشریفات بودند.

مجله از خواسته او حمایت می‌کند که خبرنگاران فیلم به هیئت‌های نمایندگی آینده بپیوندند، چون آنها کار را بهتر از بیشتر کسانی که فرستاده می‌شوند می‌دانند. همچنین عبارتی گویا برای نحوه انتخاب هیئت‌ها و آثار به کار می‌برد: «دست نامرئی». هیچ اسمی نیست. فقط روش: نفوذ، انتخاب، دسترسی کنترل شده توسط دولت.

اعجاز یک نکته دیگر می‌گوید. اگر قرار است فیلم‌های پاکستانی در خارج رقابت کنند، کد سانسور باید شل‌تر شود. او می‌گوید: «بدون اینکه به ابتذال دچار شویم، اگر اجازه بوسیدن در فیلم‌های پاکستانی داده شود، ضرری ندارد.»

جمع‌بندی کنید. دولت می‌توانست یک فیلم انتخاب کند. می‌توانست یک هیئت نمایندگی بفرستد. اما نمی‌توانست یک نسخه چاپی با زیرنویس را به موقع تحویل دهد. این کل دستگاه را در یک حکایت نشان می‌دهد.


سیلان و رنگ

یادداشتی درباره نام‌ها: در سال ۱۹۷۱ کشور هنوز سیلان نام داشت. در سال ۱۹۷۲ به سری‌لانکا تغییر نام داد.

یک هیئت سه نفره از سری‌لانکا بازگشت: نور جهان، شمیم آرا و وحید مراد. نور جهان رهبر بود و استقبال گرم بود. در یک شام خداحافظی، او «لال شهباز قلندر» را خواند و شمیم آرا و وحید مراد همراهی کردند.

شکایت سری‌لانکا درباره کیفیت نبود. تماشاگران و مسئولان فیلم‌ها را دوست داشتند. مشکل ساده و فنی بود: فیلم‌ها رنگی نبودند. جهان پیشرفت کرده بود. پاکستان هنوز فیلم‌های سیاه‌وسفید صادر می‌کرد.

گزارش هیئت سری‌لانکا در مجله فیلم شرقی، اکتبر ۱۹۷۱

گزارش سری‌لانکا از استقبال گرم از نور جهان، شمیم آرا و وحید مراد تمجید می‌کند، سپس اشاره می‌کند که فیلم‌های پاکستانی به دلیل نبود رنگ در خارج از کشور جایگاه خود را از دست داده‌اند.


سی فیلم در انتظار

«لاهور کالینگ» گزارش می‌دهد حدود ۳۰ فیلم در سراسر مدار پنجاب-فرانتیر گیر کرده‌اند و جایی برای نمایش ندارند.

مجله این وضعیت را به سیاست مالیاتی ربط می‌دهد. تحت مالیات ظرفیت، پخش مجدد فیلم‌های قدیمی به سختی سود داشت، بنابراین نمایش‌دهندگان فیلم‌های جدید می‌خواستند. سپس مالیات برداشته شد، سیستم قدیمی بازگشت، فیلم‌های قدیمی به سینماها بازگشتند و فیلم‌های جدید متوقف شدند.

تهیه‌کنندگان و پخش‌کنندگان وحشت کردند. پول گردش متوقف شد، بنابراین فیلمبرداری‌ها کند شد. تاریخ‌های اکران اعلام شده بود، اما مجله می‌گوید بیش از ۷۰ درصد آن فیلم‌ها باید کنار گذاشته شوند.

مورد دیگری در همان صفحه صریح است: «استودیوهای لاهور ظاهری متروک دارند.» چند فیلمبرداری در حال انجام است. بیش از ۳۰ فیلم تمام شده، بسیاری از آنها قبلاً توسط سانسور تأیید شده‌اند، در قوطی‌ها نشسته‌اند. فیلم‌ها وجود دارند. پرده‌ها نیستند.


سیزده نکته پروانه

مقاله م. ا. پروانه با عنوان «چگونه فیلم‌ها را بهبود بخشیم؟» با نام بردن از بیماری شروع می‌شود: فرمول. سینمای پاکستان درگیر «پسر-دختر ملاقات می‌کند» و «مثلث عشقی ابدی» است.

او اجزای ثابت را مانند اقلام روی قفسه فهرست می‌کند. یک قهرمان فوق‌العاده. یک قهرمان زن جذاب. یک شرور یا زن بدذات که «تجسم شرارت» است. والدین ثروتمند که مانع قهرمان زن فقیر می‌شوند. والدین فقیر که مانع قهرمان مرد ثروتمند می‌شوند. مجموعه‌ای از تصادفات، سپس یک عروسی.

راه‌حل او یک برنامه سیزده‌ماده‌ای است. یک شرکت مالی فیلم برای وام دادن به تهیه‌کنندگان با نرخ‌های منصفانه. یک آکادمی فیلم برای آموزش تکنسین‌ها، بازیگران و کارگردانان. یک شرکت توسعه فیلم برای ساخت استودیوهای مناسب در دو یا سه شهر بزرگ در هر دو بخش کشور.

آن شرکت همچنین سینما می‌ساخت، فیلم‌های باکیفیت تولید و نمایش می‌داد، صادرات را تشویق می‌کرد، مجلات تجاری خارجی را وارد می‌کرد و مواد خام و تجهیزات را تأمین می‌نمود. او خواستار یک کد سانسور یکنواخت، اصلاح مالیات ظرفیت، واردات محدود فیلم‌های خوب خارجی، جوایز دولتی، مجازات برای سرقت ادبی، ارز خارجی برای هیئت‌ها، کاهش فیلم‌های سیاه‌وسفید، افزایش فیلم‌های رنگی اردو، تبادل ستارگان و کارگردانان بین دو بخش کشور و پرداخت واقعی به نویسندگان داستان است.

او جایی را پایان می‌دهد که بیشتر صحبت‌های اصلاح باید شروع شود. داستان، می‌نویسد، «هسته موفقیت یک فیلم است.»

طرح مدادی از اکبر جمال قبل از مقاله اصلاحات پروانه

طرح مدادی از اکبر جمال قبل از مقاله اصلاحات پروانه ظاهر می‌شود. زیرنویس می‌گوید «دیدگاه یک هنرمند.»


بازیگران نقش‌های دیگر می‌خواهند

شبنم تنها کسی نیست که در یک جعبه گیر کرده است.

در «چیزی رایج اما....»، صلاح‌الدین ناصیک رازیه و علی اعجاز را معرفی می‌کند. رازیه ده سال تلاش کرد تا وارد فیلم‌های اردو و پنجابی شود. او به خاطر کمدی شناخته شد. او کمدی نمی‌خواهد. او پذیرش اولیه نقش‌های کمدی را «اشتباه» می‌نامد و نقش‌های جدی و تراژیک می‌خواهد. بیش از ۴۰ فیلم در دست دارد و پروفایل ادعا می‌کند ۹۵ درصد برداشت‌های او در یک برداشت انجام شده است.

علی اعجاز از طریق تئاتر و تلویزیون وارد شد. او هم نقش‌های جدی می‌خواست. تهیه‌کنندگان او را به کمدی بازمی‌گرداندند. مقاله می‌گوید هر دوی آنها «اشتیاقی برای نقش‌های جدی و تراژیک» دارند و نمی‌توانند از نقش‌هایی که بازار برایشان تعیین کرده خارج شوند.

کل صنعت، از بالا تا پایین، خواستار مواد بهتر است. صنعت همچنان می‌گوید نه.

صفحه پروفایل رازیه در فیلم شرقی، اکتبر ۱۹۷۱

پروفایل صلاح‌الدین ناصیک رازیه را به عنوان بازیگری که به خاطر کمدی شناخته شده اما تشنه نقش‌های جدی و تراژیک است، معرفی می‌کند. صفحه ادعا می‌کند ۹۵ درصد از برداشت‌های او در اولین برداشت انجام شده است.

صفحه پروفایل رازیه و علی اعجاز در فیلم شرقی، اکتبر ۱۹۷۱

رازیه و علی اعجاز، به عنوان بازیگرانی که توسط انتظارات بازار محدود شده‌اند، قاب‌بندی شده‌اند. هر دو نقش‌های جدی می‌خواستند. تهیه‌کنندگان مرتباً همان نوع نقش‌ها را به آنها می‌دادند.


کمال در میان جمعیت

یک صفحه رنگی دو صفحه‌ای کمال را زیر عنوان «عاشق جمعیت مردم ساده» معرفی می‌کند. او همه جا هست: ابتدا بازیگر، سپس قهرمان، سپس تهیه‌کننده، نویسنده، کارگردان و احتمالاً به زودی روزنامه‌نگار.

تصویر او بر پایه دسترسی ساخته شده است. مقاله تأکید می‌کند که شهرت و پول او را تغییر نداده‌اند. او عاشق جمعیت اطرافش است. از غریبه‌ها فرار نمی‌کند. در استودیو حرکت بعدی‌اش را برنامه‌ریزی می‌کند. بیرون از آن با بستگان، دوستان و طرفداران است.

او همچنین عاشق مطبوعات است و در این باره خجالتی نیست. با خبرنگاران ارتباط برقرار می‌کند و آنها را در افتتاحیه‌ها، اکران‌ها و تولدها به یاد می‌آورد. عکس‌ها او را با خانواده، با یک کودک، در حال گرفتن دوربین و نشسته برای پرتره نشان می‌دهند. شفافیت‌های رنگی توسط صغیر نقوی. ستاره‌ای که خودش تبلیغاتش را انجام می‌دهد و توسط مجله‌ای که از آن بهره می‌برد ثبت شده است.

ویژگی رنگی کمال در فیلم شرقی، اکتبر ۱۹۷۱

ویژگی کمال او را به عنوان بازیگر، قهرمان، تهیه‌کننده، نویسنده، کارگردان و احتمالاً روزنامه‌نگار آینده معرفی می‌کند. او عاشق جمعیت است، از غریبه‌ها دوری نمی‌کند و به مطبوعات نزدیک می‌ماند.


آرزوهای یاسمین خان

ویژگی او با عنوان "ترکیب عجیب آرزوهای جدید و قدیمی" شروع می‌شود. با رقص آغاز می‌شود. رقص اولین عشق او بود. او زیر نظر رقصنده حمید چودری آموزش دید و رقص "راه زندگی" او شد تا اینکه فیلم باعث شد آن را کنار بگذارد.

او می‌خواست یک هنرمند بزرگ باشد و منتظر "نقش فوق‌العاده‌ای" بود تا آن را ثابت کند. اولین فیلم پشتو او، یوسف خان-شر بانو، "با مردم ارتباط برقرار کرد." تا این شماره او ۸ تا ۱۰ فیلم به نام خود دارد و نقش‌های اصلی در دل ولی ابراهیم نفیس و فیلم رنگی جهان برف می‌ریزد نظیر حسین. او بخش زیادی از پیشرفت خود را مدیون نظیر حسین می‌داند که نقش اصلی را به او داد. خط آخر عنوان پروفایل را می‌دهد: آرزوهای جدید جایگزین آرزوهای قدیمی شده‌اند.

پروفایل یاسمین خان در فیلم شرقی، اکتبر ۱۹۷۱

پروفایل یاسمین خان با رقص به عنوان اولین عشقش شروع می‌شود، سپس او را به سمت فیلم دنبال می‌کند. نام‌های یوسف خان-شر بانو، دل ولی و جهان برف می‌ریزد را ذکر می‌کند.


تولیدات کراچی

انتشارها مسدود شده بود. تولیدات به هر حال ادامه داشت. صفحات کراچی مانند دفتر حساب فیلم‌ها، استودیوها، صحنه‌ها و نام‌ها خوانده می‌شد.

صفحه نکته‌نگاری کراچی در فیلم شرقی، اکتبر ۱۹۷۱

"نکته‌نگاری کراچی" نشان می‌دهد که اقتصاد استودیو هنوز فعال است. جهان برف می‌ریزد یک خیابان مری را روی کف استودیوهای شرقی ساخت در حالی که تولیدات دیگر در شاهید پروداکشنز، گلدن موویز و مدار استودیوهای کراچی در جریان بودند.

جهان برف می‌ریزد

در استودیوهای شرقی، کارگردان-فیلمبردار نظیر حسین بزرگ‌ترین سالن را برای جهان برف می‌ریزد، فیلم رنگی تحت بنر ویژن پیکچرز، گرفت. آن‌ها یک خیابان کامل مری را در داخل ساختند: یک متل، یک مغازه پارچه قدیمی، یک آرایشگاه، همه چیز. صحنه به برف نیاز داشت. مجله اشاره می‌کند که ممکن است بیشترین چراغی که تا به حال برای فیلمبرداری آنجا نصب شده بود، استفاده شده باشد. بدر منیر و یاسمین خان بازیگران اصلی بودند که شامل حنیف، شهباز، سکندر، فریده انجم، حسن پاشا، شهناز درانی، نیرا، چاکوری، فضل محمود، افضل ستی، گرینگو، لادو و نغت سلطانا نیز بودند. موسیقی از لال محمد اقبال. شعرها از کیف رضوانی، مسرور انور و شبی فاروقی.

تو را ندیده‌ام

کارگردانی شده توسط یوسف نصر برای شاهید پروداکشنز، با بازی ناظم و سانگیتا. بازیگران شامل کمال ایرانی، معین اختر و تازه‌وارد نازیا بودند. آهنگ‌ها توسط یونس همدم و امیر احمد. سعید رضوی پشت دوربین.

دوست پسر

تولید شده توسط رابرت مالک، کارگردانی شده توسط جمیل میرزا برای گلدن موویز. کمال با رزینا، به همراه محمود علی، ظهور، آزاد، سانتوش راسل و چارلی. داستان از دانیش دروی، موسیقی از ظفر-ویکتور، شعرها از کیف رضوانی.

شهر و سایه

ضیاء سرحدی کارگردانی یک تولید رنگی برای گالوسیل موشن پیکچرز را بر عهده دارد که در آن غزاله رفیق و تازه‌وارد آفتاب منگی بازی می‌کنند. موسیقی توسط دبو ساخته شده است. گروه برنامه‌ریزی کرده بود که فیلمبرداری در ایران انجام شود.

چلتی کا نام گاڑی

اقبال مفتی در حال کارگردانی یک کمدی تمام‌قد با ترنم، اقبال یوسف، نیرا لا، فیضی، سکندر، فومی مینوالا، انیلا نفیس، فریده انجم و ساقی. شعرها از حمایت علی شیر، موسیقی از دیبو، فیلمبرداری از ج. م. سورتی.

میترا شال میلن و بادل

سینمای سندی نیز در برنامه بود: میترا شال میلن ساخته ا. ح. صدیقی، اولین فیلم سندی او، و بادل ساخته ج. ح. صدیقی. میترا شال میلن با بازی مشتاق چنگزی و عشرت، به همراه قربان جیلانی، کیران، مالک، انوکھا، کامران بھٹی، چاکوری و رقصندگان گدو، نیشی و شاهین.

دل والی، هم نے جینا سیکھ لیا، دل بھی تیرا ہم بھی تیرے

ابراهیم نفیس اولین هفته کارگردانی دل والی را با بدر منیر و یاسمین خان در نقش‌های اصلی به پایان رساند. آقا نظیر کاویش هم نے جینا سیکھ لیا را کارگردانی کرد که شامل یک مبارزه بین بدر منیر و رشید بود. دل بھی تیرا ہم بھی تیرے به کارگردانی طاهر باخیر با بازی عالیه، شاکر، ترانه، سلطان راهی و معین اختر و موسیقی نظر شلی بود. رونا لیلا یک آهنگ برای آن در استودیوهای مدرن ضبط کرد.

صفحه تولیدات کراچی در فیلم شرقی، اکتبر ۱۹۷۱

این صفحه کراچی فیلم‌های رنگی، سینمای سندی، فیلم‌های اکشن و کارهای لوکیشن را ثبت می‌کند. شهر و سایه برنامه‌ریزی شده برای فیلمبرداری در ایران، در حالی که میترا شال میلن و دل والی تولیدات منطقه‌ای و اکشن فعال را نشان می‌دهند.


تولیدات لاهور

صفحات لاهور درام‌های پرآوازه، رمان‌های تاریخی، فیلم‌های رنگی پنجابی و بازیگرانی به اندازه روستاهای کوچک را جمع می‌کند.

صفحه نقطه‌نظر لاهور در فیلم شرقی، اکتبر ۱۹۷۱

صفحه «نقطه‌نظر لاهور» تولیدات تمدن، سعمی، پرچین و دیگر آثار را گرد هم می‌آورد. لاهور مشغول است در حالی که مجله از مسدود شدن مسیرهای اکران در جاهای دیگر گزارش می‌دهد.

تمدن

کارگردانی و تهیه‌کنندگی مشترک حسن طارق برای تهیه‌کننده صفدر مسعود، نوشته ابراهیم جلیس با دیالوگ‌های آقا حسن امتیسال. مجله آن را طنزی بر رفتارهای بد تقلید شده غربی می‌داند. بازیگران: رانی، عالیه، زاهد خان، اسلم پرویز، نصیرا، تمنا، شاهد، رنگیلا، لهری و صبیحه.

سعمی

اقتباس شده از رمان حمیده جبین، کارگردانی فرید احمد. شمیم آرا در مقابل ندیم، که سبیلش به طور خاص ذکر شده است. آهنگ‌ها و دیالوگ‌ها توسط مسرور انور و نقی مصطفی. موسیقی از نشاد.

تانسن

ارائه شده توسط اعجاز و مسعود، کارگردانی مسعود پرویز، با بازی اعجاز و شبنم. یک آهنگ از مهدی حسن. موسیقی از خورشید انور، شعرها از قتیل شفیعی.

پرچین

کارگردانی لقمان، تهیه‌کنندگی لقمان و جاوید. یک صحنه مهم دادگاه فیلم‌برداری شده بود. بازیگران شامل زبا، محمد علی، کمال ایرانی، منور سعید، نظیر زینگام، مصطفی قریشی، ارشاد علی، روشن، زینت، ناگو، نجما نیاز و نادیا بودند. فیلمنامه توسط دکتر انور سجاد.

آن جوانان دی و انگاره

آن جوانان دی، فیلم رنگی پنجابی، با اجرای مراسم توسط سانتوش کومار و کارگردانی دارپن افتتاح شد. بازیگران: محمد علی، وحید مراد، فردوس، عالیه، رنگیلا، تلیش، قوی، نایر سلطانا، مینا چودری و خود دارپن. انگارے، تهیه شده توسط اسلم چودری و کارگردانی فرید احمد، تقریباً تمام شده بود. دیالوگ‌ها از نگی مصطفی، موسیقی آ. حمید، ندیم با شمیم آرا.

پنو دی سسی، پتر پنج درویان دا، خون دا بدلا خون

پنجاب پیکچرز پنو دی سسی را با بازی ایجاز و سانگیتا تحت نظر مسعود پرویز و موسیقی آ. حمید منتشر کرد. در پتر پنج درویان دا اکبر رضوی، سودیر از خستگی بیهوش شد چون تلاش می‌کرد برنامه‌اش را قبل از پرواز به بانکوک تمام کند. و در خون دا بدلا خون م. ج. رانا، صحنه مبارزه‌ای از دو سگ واقعی استفاده شد که متعلق به بازیگران اقبال حسن و یوسف خان بود. سگ‌ها اعتبار گرفتند. جنگ نه.

صفحه تولید لاهور در فیلم شرقی، اکتبر ۱۹۷۱

صفحات تولید لاهور به سینمای رنگی پنجابی و نمایش‌های آن می‌پردازد، از جمله صحنه مبارزه خون دا بدلا خون با دو سگ واقعی متعلق به یوسف خان و اقبال حسن.


عکس‌های تولید

صفحات ۳۲ و ۳۳ تئاتر خالص صنعت هستند: دوربین‌ها، مراسم افتتاحیه، کارگردانانی که اشاره می‌کنند، صحنه‌هایی در حال ساخت.

کمال «با ایده‌های جدید» در حال تولید تصویر اور گدھا ظاهر می‌شود. زیرنویس شوخی می‌کند که «گدھا» ممکن است در قاب نباشد، اما روزینا و نیشو حضور دارند. پرویز ملک شَبنم را در لوکیشن برای آپ دیکھا لے چاہو کارگردانی می‌کند. ابراهیم نفیس «روشنایی بر نکته‌ای» برای تنویر و ارسله در دل والی می‌اندازد.

عکس دیگری افتتاح فیلم رنگی ریکشا والا را با حضور عطاالله شاه هاشمی به عنوان مهمان ویژه، در کنار آقا اختر، تهیه‌کننده م. ا. یزدانی، کارگردان اکبر بنگلوری، نظیم و خواننده رجب علی نشان می‌دهد. اقبال میرزا پوکار را راه‌اندازی می‌کند، با حضور شاعر احسان دانش، ندیم قاسمی و جمال در قاب. س. ا. بخاری از پشت دوربین در پتر پنج درویان دا نگاه می‌کند. یک زیرنویس از صحنه انگاره مجید کریم از آگفا، پرویز ملک، تهیه‌کننده اسلم چودری، جاوید و کارگردان فرید احمد را نام می‌برد.

صفحات عکس‌های تولید در فیلم شرقی، اکتبر ۱۹۷۱

صفحات عکس‌های تولید مراسم افتتاحیه، کارگردانانی که به بازیگران دستور می‌دهند، کار با دوربین، فیلم‌برداری در فضای باز و صحنه‌های فیلم‌هایی از جمله تصویر اور گدھا، دل والی، ریکشا والا، پوکار، پتر پنج درویان دا و انگاره را نشان می‌دهند.


اطلاعات، اکتبر ۱۹۷۱

«اطلاعات» خدمات طرفداران به صورت داده‌های خام: قدها، آدرس‌های منزل، نام‌های واقعی، تحصیلات، سرگرمی‌ها، تعداد آهنگ‌ها، فهرست فیلم‌ها، توافق‌نامه‌های تجاری، مناطق انتشار. پرستش ستاره‌ها، مانند سوابق دولتی بایگانی شده.

ایران و ترکیه: فیلم‌های پاکستانی در آنجا اکران نمی‌شوند. توافق تجاری وجود ندارد. اگرچه جین باند ۰۰۸ عملیات کراچی به تازگی به عنوان یک همکاری پاکستان-ایران در پاکستان منتشر شده بود.

رشما: دفتر اعتراف می‌کند که درباره تحصیلات یا آدرس دائمی او هیچ اطلاعی ندارد. به مراقبت از خانه پخش، رادیو پاکستان، کراچی نامه بنویسید.

صفحه دفتر اطلاعات در فیلم شرقی، اکتبر ۱۹۷۱

دفتر اطلاعات به عنوان خدمات خوانندگان حقایق سلبریتی‌ها را ارائه می‌دهد: قد، آدرس‌ها، نام‌های واقعی، تحصیلات، سرگرمی‌ها، تعداد آهنگ‌ها، فیلم‌های در حال تولید و اطلاعات تجاری درباره ایران و ترکیه.


سرقت، حادثه، نجات

دو خبر زندگی واقعی را در برابر زرق و برق نشان می‌دهند.

راضیه از یک سرقت خانگی جان سالم به در برد. مهاجمان او را با طناب بستند، دهانش را با دستمال بستند، سپس پشت میز ناهارخوری نشستند، قهوه نوشیدند و مرغ کبابی خوردند. جواهراتش را برداشته و با ماشینش فرار کردند و راننده و یک خدمتکار دیگر را با خود بردند. مظنونان بعداً در آزاد کشمیر دستگیر شدند.

سپس ترت، در جاده بین مری و راولپندی. یک اتوبوس از جاده منحرف شده و به دره سقوط کرد. محمد علی، زبا و نویسنده-کارگردان ریاض شاهد توقف کردند و به پلیس در بیرون کشیدن مجروحان کمک کردند. محمد علی به جمعیت که ایستاده و نگاه می‌کردند به جای کمک به مجروحان، حمله کرد. جمله‌اش بی‌رحمانه است: «من بدن‌های انسانی غرق در خون را دیدم و ما امشب نمی‌توانیم بخوابیم.»


بیما، آمان و بنگلا دیش

حالا دولت را در حال کار ببینید، در سه مورد.

یک: پلیس نولاخا بیش از ۵۰ بنر «فحش‌آمیز و نیمه‌عریان» تبلیغ‌کننده فیلم بیما را از سینماها و اماکن عمومی ضبط می‌کند. پرونده‌هایی علیه هفت سینمای برجسته تشکیل می‌شود. این مواد به هیئت مرکزی سانسور فیلم ارسال می‌شود.

دو: در بخش انجمن خوانندگان، وقار احمد خان از ملتانی ممنوعیت فیلم آمان ریاض شاهد، فیلمی درباره مبارزه کشمیری‌ها، را اعتراض می‌کند. او استدلال می‌کند که فیلم‌های قبلی شاهد، زرکا و غرناطه، باعث افتخار کشور شده بودند. چرا حالا می‌خواهند میهن‌پرستی او را خرد کنند؟

سه: همان نامه به هند می‌رود که فیلمی به نام بنگلا دیش ساخته است. او آن را توهینی به پاکستان می‌داند. منطق او یک ضربه متقابل است: هند بنگلا دیش را ساخته، پس پاکستان باید آمان را منتشر کند.

در همین حال، تنها سیاست فیلم قابل مشاهده دولت، سانسور، ممنوعیت و ضبط است.


فیلم، جوراب، موم

آگهی‌ها داستان خود را درباره اینکه چه کسی چه چیزی را به چه کسی می‌فروشد، بازگو می‌کنند.

صفحه ۲ یک آگهی تجاری تمام‌صفحه برای فیلم‌های سینمایی چینی یانگ‌تسه ریور است: فیلم‌های سیاه‌وسفید ۳۵ میلی‌متری و ۱۶ میلی‌متری، نگاتیو، پوزیتیو و فیلم‌های ضبط صدا. نماینده انحصاری: Progressive Traders، کراچی. مواد خام صنعت، وارداتی از چین، در سال ۱۹۷۱.

تبلیغ فیلم یانگ‌تسه ریورتبلیغ فیلم سیاه‌وسفید یانگ‌تسه ریور.

ماکس فاکتور لوسیون پاک‌کننده ساتین فلو را تحت عنوان «ظاهر امروز» تبلیغ می‌کند و به زنان هشدار می‌دهد که باقی ماندن آرایش بیش از حد منافذ را بزرگ می‌کند و پاک کردن آن با مالش باعث چین و چروک می‌شود. ترس، سپس درمان، در یک پاراگراف.

کنسول جوراب‌های مردانه ۱۰۰ درصد نایلونی را با خط «با من کنسول شو...» می‌فروشد. آدرس آژانس در میشن‌پارا، نارایانگانج، پاکستان شرقی قرار دارد. آدرسی در بال شرقی، که هنوز در مجله‌ای از بال غربی چاپ شده است، در حالی که کشور در حال فروپاشی است.

تبلیغ ماکس فاکتور ساتین فلو

تبلیغ ماکس فاکتور ساتین فلو لوسیون پاک‌کننده را با زبان منافذ، چین و چروک و پاک‌کردن آرایش مدرن می‌فروشد.

واکس اپیلاتور سرد سوهی، ساخته شده توسط بیوتیشیا در کراچی، با پرسیدن از زنان که آیا «موهای زائد» مشکل آن‌هاست، آغاز می‌شود. متن تبلیغ غدد، بلوغ، وراثت، آفتاب و مدهای مدرنی که پوست بیشتری نسبت به «روزهای مادربزرگ ما» نشان می‌دهند را مقصر می‌داند. هشدار می‌دهد در برابر قرص‌ها و درمان‌های هورمونی، سپس واکس سرد را به عنوان پاک، ایمن، ارزان و ساخت محلی می‌فروشد.

تبلیغ واکس اپیلاتور سرد سوهی

تبلیغ واکس اپیلاتور سرد سوهی موهای بدن زنان را به غدد، بلوغ، وراثت، مد، پزشکی و تولید محلی مرتبط می‌کند.

کول‌وول شماره را با یک پشت جلد زرد پررنگ برای «پشم خالص چهار لایه» زیر خط «لباس بافتنی در همه جا» به پایان می‌رساند. تایپوگرافی مدرن، مدل‌های جوان، لباس بافتنی به عنوان مد شهری.

تبلیغ پشت جلد لباس‌های بافتنی کول‌وول

صفحه پشت جلد کول‌وول با استفاده از تایپوگرافی مدرن، زمینه زرد و مدل‌های جوان، لباس‌های بافتنی را به عنوان مد شهری می‌فروشد.


صفحه وسطی رزینا

بهترین تناقض را برای آخر نگه دارید.

این شماره با افتخار گزارش می‌دهد که پلیس «بنرهای مبتذل و نیمه‌عریان» را از سینماها ضبط کرده است. همان شماره یک صفحه وسطی تمام رنگی از رزینا چاپ می‌کند.

صفحه وسطی رزینا در فیلم شرقی، اکتبر ۱۹۷۱

صفحه وسطی رزینا در شماره‌ای ظاهر می‌شود که همچنین گزارش ضبط بنرهای سینمای مبتذل توسط پلیس را می‌دهد.

زیرنویس می‌گوید او «به دنبال یک فرصت واقعی است.» سپس اضافه می‌کند، با کلماتی که نیازی به تفسیر ندارند: «او تمام انحناها و شور و شوق لازم برای تماشاگران گرسنه جنسی را دارد.»

مجله در یک صفحه گزارش حملات اخلاقی را می‌دهد و در صفحه‌ای دیگر به «تماشاگران گرسنه جنسی» خدمت می‌کند. به نظر نمی‌رسد کسی در دفتر متوجه شود. یا همه متوجه می‌شوند و هیچ‌کس اهمیت نمی‌دهد. به هر حال، این اکتبر ۱۹۷۱ در یک مجله است: صنعتی که تولید می‌کند، ژست می‌گیرد، ممنوع می‌کند، فرار می‌کند و می‌فروشد، در حالی که کشوری که آن را خانه خود می‌نامید، دیگر به شکل شناخته شده‌اش وجود نداشت.


آرشیو دیجیتال کامل فیلم شرقی توسط خجستان نگهداری می‌شود و مجموعه‌های فیزیکی آن در مرکز کیسلاک دانشگاه پنسیلوانیا و لیدی مارگارت هال دانشگاه آکسفورد قرار دارند. این شماره قابل دانلود از اینجا است.

نظر بگذارید

لطفاً توجه داشته باشید، نظرات باید قبل از انتشار تأیید شوند

  1. بیشتر بخوانید: پژوهش‌های آرشیوی: فردوسی شماره ۵، نوامبر ۱۹۷۸ — در آن خفقان، کاش اجازه می‌دادند باشیم
    Firdusi No. 5, New Series — cover, 6 November 1978

    پژوهش‌های آرشیوی: فردوسی شماره ۵، نوامبر ۱۹۷۸ — در آن خفقان، کاش اجازه می‌دادند باشیم

    بررسی‌های آرشیوی: بخشی از یک مجموعه در حال انجام در بخش بررسی‌های آرشیوی، یک مجله از آرشیو دیجیتال خجستان را بیرون می‌کشیم و با دقت می‌خوانیم. این ...
    بیشتر بخوانید
  2. بیشتر بخوانید: تحقیقات آرشیوی: الدنیا المصورة (شماره ۳۴، ۸ ژانویه ۱۹۳۰) – جهان مصور
    Archive Forensics: Al-Dunya al-Musawwara (Issue 34, 8 January 1930) – The Illustrated World

    تحقیقات آرشیوی: الدنیا المصورة (شماره ۳۴، ۸ ژانویه ۱۹۳۰) – جهان مصور

    بررسی‌های آرشیوی: بخشی از یک مجموعه پیوسته در بررسی‌های آرشیوی، یک مجله از آرشیو دیجیتال خجستان بیرون می‌کشیم و با دقت می‌خوانیم. این هفته: الدنیا ...
    بیشتر بخوانید
  3. بیشتر بخوانید: آرشیو جرم‌شناسی: فیلم شرقی (اکتبر ۱۹۷۱): «سینمایی در انکار»
    Archive Forensics: Eastern Film (October 1971): "A Cinema in Denial"

    آرشیو جرم‌شناسی: فیلم شرقی (اکتبر ۱۹۷۱): «سینمایی در انکار»

    مطالعه‌ای دقیق از شماره اکتبر ۱۹۷۱ مجله Eastern Film، که صنعت فیلم پاکستان را پیش از بنگلادش از طریق گزارش‌های استودیو، سانسور، پروفایل ستارگان، تبلیغات، نامه‌های خوانندگان و موانع اکران نشان می‌دهد.

    بیشتر بخوانید
  4. بیشتر بخوانید: دفتر اطلاعات جنگ خاجیستان در گاردین
    Khajistan’s Office of War Information in The Guardian

    دفتر اطلاعات جنگ خاجیستان در گاردین

    گاردین اخیراً مقاله‌ای درباره نمایشگاه خاجیستان با عنوان دفتر اطلاعات جنگ (O.W.I.) منتشر کرده است که اکنون در Pioneer Works در بروکلین در حال نمایش...
    بیشتر بخوانید

پروژه‌های حفظ و نگهداری

  1. بیشتر بخوانید: خاجیستان به دنبال شریک‌های حفظ و دیجیتالی‌سازی پوسترهای تاریخی فیلم‌های اروتیک است
    Collage of Turkish vintage film posters with bold yellow text about archiving and digitizing cinema history.

    خاجیستان به دنبال شریک‌های حفظ و دیجیتالی‌سازی پوسترهای تاریخی فیلم‌های اروتیک است

    پروژه‌های حفظ و نگهداری: بخشی از یک سری مداوم نیویورک، نیویورک — خاجیستان در حال راه‌اندازی یک ابتکار حفظ و دیجیتالی‌سازی برای مجموعه ۲۰۰ پوستر اصل...
    بیشتر بخوانید
  2. بیشتر بخوانید: خاجیستان به دنبال شریک حفظ ۲۰۲ برگ اعلامیه تبلیغاتی آمریکا که بر ژاپن انداخته شده‌اند می‌گردد
    Collage of preserved U.S. WWII propaganda leaflets over Japan with bold yellow title text, Khajistan archival theme.

    خاجیستان به دنبال شریک حفظ ۲۰۲ برگ اعلامیه تبلیغاتی آمریکا که بر ژاپن انداخته شده‌اند می‌گردد

    پروژه‌های حفظ و نگهداری: بخشی از یک سری مداوم نیویورک، نیویورک — خجستان دیجیتالی‌سازی کامل ۲۰۲ بروشور تبلیغاتی جنگ آمریکا که در سال‌های ۱۹۴۴ و ۱۹۴۵...
    بیشتر بخوانید
  3. بیشتر بخوانید: خجستان فرایند دیجیتالی‌سازی بیش از ۱۰۰۰ کتاب کودکان اردو را به پایان رساند
    Digitizing 1,000+ Urdu children's books, illustration of children reading Quran, Khajistan archive

    خجستان فرایند دیجیتالی‌سازی بیش از ۱۰۰۰ کتاب کودکان اردو را به پایان رساند

    پروژه‌های حفظ: بخشی از یک سریال در حال انجام نیویورک، نیویورک — خاجستان دیجیتالی‌سازی و حفظ مجموعه بزرگی از کتاب‌ها و مجلات کودکان اردو را که به ند...
    بیشتر بخوانید
  4. بیشتر بخوانید: حفظ اضطراری سینمای استثمار جنسی اوایل دهه ۲۰۰۰ پاکستان
    Archival film reels in labeled bags, preserving early 2000s Pakistani cinema, Khajistan project

    حفظ اضطراری سینمای استثمار جنسی اوایل دهه ۲۰۰۰ پاکستان

    پروژه‌های حفظ: بخشی از یک سری در حال انجام خجستان مجموعه‌ای آسیب‌پذیر از حلقه‌های اصلی ۳۵ میلی‌متری شامل پنج فیلم از سینمای سکسی اکسپلویتیشن اوایل ...
    بیشتر بخوانید