ردپای کاغذی جنگ: بروشورهای تبلیغاتی جنگ آمریکا توسط انتشارات خجستان
توسط Harris Gondal
·
در The Boys (فصل ۳، قسمت ۲: «تنها مرد در آسمان»؛ استودیوهای آمازون، توسعه یافته توسط اریک کریپک)، سؤال گیجکننده سرباز پسر—«از کی طالبان دشمن شدند؟»—تناقض در قلب روایتهای سیاست خارجی آمریکا را به تصویر میکشد. محصول تبلیغات دوران جنگ سرد، سردرگمی سرباز پسر نشاندهنده طبیعت ناپایدار اتحادهای آمریکا است که بر اساس مصلحت و راحتی ایدئولوژیک شکل گرفتهاند نه اصول پایدار. بیداری او هم به صورت واقعی و هم نمادین است، بازتابدهنده دورهای از استثنائیت آمریکایی که با واقعیتهای شکسته دنیای پس از ۱۱ سپتامبر برخورد میکند. این لحظه کوتاه اما دقیق، نشان میدهد چگونه تبلیغات یک نسل زمینهساز ناامیدیهای نسل بعد میشود و لحن نقد گستردهتری بر ساختن افسانههای مداخلهجویانه را تعیین میکند.
در سال ۲۰۲۲، آرشیو و انتشارات خجستان شروع به جمعآوری صدها برگبرگ و مواد تبلیغاتی جنگی از کلکسیونرها در پاکستان، عراق و آمریکا کرد، با بهرهگیری از تکنیکهای عملیات روانی که ارتش آمریکا در سه دهه گذشته در جنگ با تروریسم و تهاجم به عراق، لیبی و افغانستان به کار برده است. این مواد تبلیغاتی جنگی که به دقت گردآوری شدهاند و جنگ خلیج فارس، جنگ افغانستان، جنگ عراق و جنگ داخلی لیبی را پوشش میدهند، از زبانهای محلی مانند عربی، دری، پشتو به انگلیسی ترجمه شده و توسط انتشارات خجستان تحت عنوان American War Propaganda Leaflets منتشر شدهاند تا نگاهی نزدیکتر به پیامهای روانی در زمان جنگ و اهداف حیلهگرانه آن ارائه دهند.

صدام تنها دلیل بمباران عراق است!
«صدام تنها دلیل بمباران عراق است!» این جملهای است که روی یک برگبرگ عربی از عملیات سپر صحرا نوشته شده و توسط سیا تهیه و توزیع شده تا سربازان عراقی را متقاعد کند که صدام حسین را خیانت کنند و ملت عراق را از سایه نفرینشدهاش نجات دهند. این پیام روی پرچم خونآلود عراق نوشته شده و در کنار آن کاریکاتوری از صدام حسین قرار دارد. این تنها یکی از صدها برگبرگی است که در طول جنگ خلیج فارس بین سربازان عراقی توزیع شده است. پیامهای این برگبرگها به دقت به زبان محلی تنظیم شدهاند تا شورش در میان سربازان ایجاد کنند و آنها را متقاعد سازند که صدام حسین دلیل اصلی ویرانی کشورشان توسط قدرت خارجی است.
«اگر صدام غیرنظامیان عراقی را در مقرهای نظامی به جای چماقدارانش به مرگ میفرستد، پس با این کار نشان میدهد که آماده است همه شما، اماکن مقدس و تاریخ عراق را برای بقای خود قربانی کند»، برگبرگ دیگری چنین میخواند و سربازان عراقی را به خیانت به صدام حسین و نجات وطنشان فرا میخواند، همچنین با استفاده از «اماكن مقدس» احساسات مذهبی را برمیانگیزد که سیا میدانست در خاورمیانه و جهان عرب مؤثر خواهد بود. سیا به سربازان عراقی میگوید که با مردن برای صدام، عمر او را طولانی میکنند اما عمر وطن عزیزشان را کوتاه میکنند. میتوان تصور کرد چنین پیامهایی چه تأثیری داشتهاند، بهویژه وقتی که در میدان نبرد هستید. این برگبرگها همچنین تلاشی برای توجیه جنگ وحشتناک خلیج فارس بودند و صدام حسین را مسئول تمام مرگ و ویرانی و هرج و مرج ناشی از ارتش آمریکا معرفی میکردند.

اگر صدام غیرنظامیان عراقی را در مقرهای نظامی به جای چماقدارانش به مرگ میفرستد، پس با این کار نشان میدهد که آماده است همه شما، اماکن مقدس و تاریخ عراق را برای بقای خود قربانی کند
بسیاری از برگبرگها، بهویژه آنهایی که پیامهای طولانی دارند، صرفاً کاغذ ساده هستند، اما بسیاری نیز از تصاویر استفاده میکنند—ممکن است پرچمی خونآلود، کاریکاتوری یا عکس سیاهوسفید صدام حسین با عنوان «چهره سرد مرگ و جنگ» در زیر آن باشد. در حالی که تمام تأمینات را قطع میکردند و همه کسانی که مقاومت و مبارزه میکردند را محاصره میکردند، سیا همزمان پیام «برادر عراقی من، آنچه ما میخواهیم صلح است.» را پخش میکرد. این فقط جنگی زمینی نبود، جنگی که از بمب استفاده میکند و به وضوح جان غیرنظامیان را نادیده میگیرد و مکانهای تاریخی را به ویرانه تبدیل میکند تا امپریالیسم آمریکایی را راضی کند. این همچنین جنگ روانی بود، تلاشی برای تسخیر قلب و روح مردم عراق، با استفاده از بازیهای ذهنی پیچیده تا مردم محلی را متقاعد کنند که بمبارانها به نفع خودشان است؛ اینکه عملیات مرگبار و وحشتناک ارتش آمریکا در واقع برای آزادی عراقیها از دست یک ظالم مانند صدام است؛ اینکه نیتهای نجیبانهای پشت این حملات بیوقفه وجود دارد.

چهره سرد مرگ و جنگ

برادر عراقی من، آنچه ما میخواهیم صلح است
در طول عملیات طوفان صحرا، برگبرگی با پیام نسبتاً طولانی با این جمله آغاز میشود: «دیگر هیچ تفاوتی بین پول شما و این تکه کاغذ نیست. چه امکاناتی در کشور موجود است؟ غذا کمیاب است، دارو در دسترس نیست و قحطی گسترده است.» و در وسط هشدار واضحی وجود دارد: «مرگ بر سر شما سایه افکنده و شما قصد تغییر هیچ چیز را ندارید.» این پیام با پیام پیشبینیشده سرنگونی صدام برای نجات عراق از رنج ابدی پایان مییابد: «خیابانها و کوچهها را پر کنید و صدام و پیروانش را سرنگون کنید.» با فروپاشی اقتصاد کشور، قطع تمام نیازهای اساسی مانند غذا، دارو و محصولات بهداشتی، ارتش آمریکا «صلح» را با برادران عراقی خود میخواهد. علاوه بر ایجاد شورش علیه صدام حسین، عملیات روانی سیا ارتش آمریکا را به عنوان نماد نیکوکاری و صلح در طول جنگ خلیج فارس معرفی کرد. تمام شر، تمام ظلم، وحشت و کینه، تنها به یک مرد نسبت داده شد: صدام حسین. با داشتن دیدگاه قابل توجهی از گذشته، وقتی همه برگبرگهای منتشر شده در جنگ خلیج فارس در این کتاب را مرور میکنید، به راحتی میتوان از پس تبلیغات بیپرده ارتش آمریکا عبور کرد.

دیگر هیچ تفاوتی بین پول شما و این تکه کاغذ نیست. چه امکاناتی در کشور موجود است؟ غذا کمیاب است، دارو در دسترس نیست و قحطی گسترده است
به طور مشابه، عملیات روانی در افغانستان در طول جنگ جهانی آمریکا علیه تروریسم (GWOT) که با حمایت دولت پاکستان تحت رژیم نظامی ژنرال پرویز مشرف انجام شد، به طور نسبتاً مکرر استفاده شد. منطقه اطراف شمال غرب پاکستان و شرق افغانستان، که معمولاً به عنوان کمربند پشتون شناخته میشود، در قرن نوزدهم توسط امپراتوری بریتانیا به عنوان محل بازی بزرگ تعیین شده بود و برای اهداف ژئو استراتژیک خود از آن استفاده میکرد. دولت پاکستان نیز پس از خروج بریتانیا، در این منطقه هرج و مرج به پا کرد؛ میلیونها دلار کمک نظامی برای چاپلوسی و اطاعت از امپریالیسم آمریکا دریافت کرد و جنگهای خود را در منطقه علیه مردم پشتون انجام داد. در این راه، بحرانهایی ایجاد کردهاند که ممکن است دههها حل نشوند: هزاران غیرنظامی بیگناه را کشته، میلیونها نفر را آواره جنگ کردهاند (پناهندگان افغان یکی از بزرگترین جمعیتهای پناهنده طولانیمدت جهان را تشکیل میدهند)، اقتصاد و بافت اجتماعی کشور را نابود کردهاند. به طور خلاصه، افغانستان به سایهای از خود سابق در پشت GWOT تبدیل شده است.
در پشتو و دری، چندین برگبرگ در افغانستان توزیع شد که مشروعیت حامد کرزی را تأیید میکرد و در عین حال خواستار سران القاعده و طالبان بود. «وحشتناک است»، یک برگبرگ میخواند، «اینها کسانی هستند که برادران و خواهران شما را به جنگ فرستادند تا بمیرند»، همراه با عکسی از بن لادن، جمجمه و چند نفر مسلح. در برگبرگهای دیگر، جایزهای ۲۵ میلیون دلاری برای هر اطلاعات قابل اعتماد درباره محل اختفای اسامه بن لادن و ایمن الظواهری (پزشک و دومین امیر کل القاعده) وعده داده شده بود. پیام به مردم افغانستان واضح بود: آمریکاییها آمدهاند تا افغانهای فقیر را از زنجیرهای القاعده و طالبان، از تجسم شر که آینده افغانستان را گروگان گرفتهاند، آزاد کنند.

وحشتناک است، اینها کسانی هستند که برادران و خواهران شما را به جنگ فرستادند تا بمیرند
اما نیروهایی مانند القاعده و طالبان که در سپتامبر ۲۰۰۱ به آمریکا بازگشتند، هیولاهای فرانکنشتاین خود آمریکا بودند که برای مهار گسترش کمونیسم در روسیه در دوران جنگ سرد ایجاد شدند. طالبان یا مجاهدین که توسط ارتش پاکستان برای مبارزه با کمونیسم روسیه آموزش دیده بودند، از طریق برنامه درسی که به دقت در دانشگاه نبراسکا طراحی شده بود شستشوی مغزی میشدند، که بین سالهای ۱۹۸۰ تا ۱۹۹۴ مبلغ ۵۳ میلیون دلار هزینه داشت. پس از پایان جنگ سرد و تحقق اهداف کوتاهمدت، آمریکا دیگر نیازی به این شبهنظامیان نداشت و آنها را کنار گذاشت (کتاب مدیا بنجامین پادشاهی ناعادل: پشت پرده ارتباط آمریکا و عربستان بسیاری از جزئیات رابطه (روزی صمیمی) آمریکا با القاعده را فاش میکند). ارتش پاکستان به اندازه کافی حیلهگر بود که ارتباطات پشتپردهای با این شبهنظامیان داشته باشد و همچنان دلار دریافت کند تحت پوشش مبارزه با این تروریستها، عملیات نظامی انجام دهد که میلیونها غیرنظامی پشتون را آواره کرده، مینهایی کار گذاشته که هنوز هر سال صدها غیرنظامی را میکشد. برای مقاومت در برابر این خشونت استعماری و افشای دوگانگیهای ارتش پاکستان، جنبش حمایت از پشتون نقش مهمی در برملا کردن ساختارهای استبدادی دولت ایفا کرد.
«دولت افغانستان و نیروهای ائتلاف در تلاشند تا به شما کمکهای بشردوستانه ارائه دهند»، همراه با دو عکس از نیروهای افغان که به مردم فقیر کمک میرسانند. این عملیات روانی طراحی شدهاند تا مردم را در لحظهای غیرتاریخی زندگی کنند یا باور کنند، آنها را از زمینه جنگ و اهداف آن محروم کنند؛ مهاجم به عنوان رهاییبخش معرفی میشود. سربازان آمریکایی، از روی نیکخواهی و پشتوانه سخاوت امپراتوری، آمدهاند تا جمعیتی را که تحت تهدید القاعده و طالبان هستند نجات دهند. جنگهای امپراتوری، از آمریکای لاتین تا آفریقا، از آسیا تا خاورمیانه، به عنوان تلاشهای ضروری برای نجات مردم محلی با استفاده از چنین مواد تبلیغاتی معرفی میشوند. این موضوع به همینجا ختم نمیشود؛ برای نمک پاشیدن بر زخمهای کسانی که توسط جنگهای آمریکایی آسیب دیدهاند، جوایز صلح نوبل به رئیسجمهورهایی مانند باراک اوباما و وزیران خارجهای مانند هنری کیسینجر (که کتابهایش نیز برای هر کسی که قصد شرکت در آزمون خدمات مدنی در پاکستان را دارد، ضروری است) اهدا میشود.

دولت افغانستان و نیروهای ائتلاف در تلاشند تا به شما کمکهای بشردوستانه ارائه دهند
جالب است که گاهی اخبار خارج از منطقه نیز برای آگاه کردن مردم از هیولای جهانی تروریسم استفاده میشد و آنها را به همکاری با نیروهای ائتلاف ترغیب میکرد. برگبرگی با عنوان «قتلعام در سراسر جهان» وجود دارد که اخبار حملات تروریستی در نایروبی، بالی، ریاض را دنبال میکند. از مردم خواسته شده تا درباره برنامههای احتمالی القاعده اطلاع دهند و شماره تلفنها و آدرسهای ایمیل برای تماس با برنامه جوایز عدالت آمریکا یا سفارتهای ائتلاف داده شده و به خبررسانان شجاع جوایز کلان وعده داده شده است.

قتلعام در سراسر جهان
«اگر از موقعیت فعلی خود حرکت کنید، توسط نیروهای ائتلاف مورد حمله قرار خواهید گرفت. برای ایمنی خود، در موقعیتهای خود بمانید و منتظر دستورالعملهای ائتلاف باشید. ائتلاف اینجا است تا حکومت ناعادلانهای که صدام و رژیمش برقرار کردهاند را پایان دهد»، این پیام روی تصویری از آتش جهنم و چهرهای کج و معوج از شیطان (البته عرب) و تانک آمریکایی در زیر آن نوشته شده است. همان تاکتیکها با تصاویر خنکتر. این برگبرگ در طول جنگ عراق توزیع شد که صدها هزار غیرنظامی را کشته و آواره کرد.

اگر از موقعیت فعلی خود حرکت کنید، توسط نیروهای ائتلاف مورد حمله قرار خواهید گرفت. برای ایمنی خود، در موقعیتهای خود بمانید و منتظر دستورالعملهای ائتلاف باشید.
برگبرگهای مشابهی علیه داعش در طول جنگ داخلی لیبی صادر شد. یکی از آنها چنین میخواند: «سربازانی که مرتکب جنایات علیه بشریت شوند، توسط جامعه بینالمللی پاسخگو خواهند بود. قذافی توسط دادگاه کیفری بینالمللی متهم شده است. آیا میخواهید با او در یک سلول زندان باشید؟ چه کسی از خانواده شما حمایت خواهد کرد؟ قبل از اینکه خیلی دیر شود انتخاب کنید—صلح و شکوفایی آینده یا ادامه جنگ و مرگ و ویرانی بیشتر.» اما یکی دیگر واقعاً جالب است: «لیبی یکی است و مردمش یکیاند، شماره رادیو را روی ۱۰۴.۱ FM تنظیم کنید»، که احتمالاً کانال رادیویی بود که برای پخش همان تبلیغات جنگی که سیا به آن عادت کرده بود استفاده میشد. برگبرگهای دیگری نیز با عکسهایی از مناطق خاص مانند مجتمعهای مسکونی وجود دارد که «رهبران» رژیم سابق قذافی را به توقف جنگ و ترک منطقه یا آماده شدن برای رفتن به جهنم هشدار میدهد.

سربازانی که مرتکب جنایات علیه بشریت شوند، توسط جامعه بینالمللی پاسخگو خواهند بود

لیبی یکی است و مردمش یکیاند، شماره رادیو را روی ۱۰۴.۱ FM تنظیم کنید
این کتاب از انتشارات خجستان باید توسط هر کسی که علاقهمند به یادگیری نحوه عملکرد جنگ در سطح روانی است خوانده شود. با استفاده از تصاویر، آثار هنری و کلمات به دقت انتخاب شده، ماشین تبلیغات برای دستکاری مردم محلی به کار گرفته میشود تا باور کنند جنگ کار رهبران خودشان است، در حالی که کمک تنها میتواند از سواحل آمریکا برسد. American War Propaganda Leaflets عملکرد عملیات روانی را آشکار میکند. این برگبرگهای هرگز دیده نشده، درک خواننده از جنگ و جبهههای متعدد آن را تغییر خواهند داد.
برای کسب بینشهای عمیقتر درباره American War Propaganda Leaflets (1990–2022)، به انتشارات خجستان مراجعه کنید و نسخه خود را تهیه نمایید.